صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 633

غزل شمارهٔ 633

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
ای نهان از دیده و در دل عیان
از جهان بیرون ولی در قعر جان
22
هر کسی جان و جهان می‌خواندت
خود تویی از هر دو بیرون جاودان
33
هم جهان در جانت می‌جوید مدام
هم ز جان می‌جویدت دایم جهان
44
تو جهانی، لیک چون آیی پدید
نه که جانی، لیک چون گردی نهان
55
چون پدید آیی چو پنهانی مدام
چون نهان گردی چو جاویدی عیان
66
هم نهانی هم عیانی هر دویی
هم نه اینی هم نه آن هم این هم آن
77
جان ز پنهانی تو در داده تن
تن ز پیدایی تو جان بر میان
88
جان چو بی چون است چون آید به راه
تن چو در جوش است چون یابد نشان
99
چون ز تو جان نفی و تن اثبات یافت
زین دو وصفند این دو جوهر در گمان
1010
هر دو گر بی‌وصف گردند آنگهی
قرب بی وصفیت یابند آن زمان
1111
ز اشتیاق در وصلت چون قلم
می‌روم بسته میان بر سر دوان
1212
من نیم تنها که ذرات دو کون
جان‌فشانند این طلب را جان‌فشان
1313
آن چه جویم چون نیاید در طلب
زان چه گویم چون نیاید در بیان
1414
بر زبانم چون بگردد نام وصل
پر زبانه گرددم حالی زبان
1515
شرح این اسرار از عطار خواه
او بگفت اسرار کو اسراردان
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای گرفته حسن تو هر دو جهان

در جمالت خیره چشم عقل و جان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 632

اگلی نظم

قصد کرد از سرکشی یارم به جان

قصد او را من خریدارم به جان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 634

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یخچه می‌بارید از ابر سیاه

چون ستاره بر زمین از آسمان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 93

زش ازو پاسخ دهم اندر نهان

زش به بیداری میان مردمان

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 74

چون بگردد پای او از پایدان

خود شکوخیده بماند هم چنان

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 75

چه نشستی دور چون بیگانگان

اندرآ در حلقه دیوانگان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2005

شاه ما باری برای کاهلان

گنج می‌بخشد به هر دم رایگان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2007

نک بهاران شد صلا ای لولیان

بانگ نای و سبزه و آب روان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2009

صبحدم شد زود برخیز ای جوان

رخت بربند و برس در کاروان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2021

ای زیان و ای زیان و ای زیان

هوشیاری در میان مستیان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2022

چون نیاید سر عشقت در بیان

همچو طفلان مهر دارم بر زبان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 630

ای گرفته حسن تو هر دو جهان

در جمالت خیره چشم عقل و جان

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 632

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00