آڈیوز
صداکار فاطمه زندی کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار فاطمه زندی کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 2278این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده
غزل شمارهٔ 2283ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده
Happy-cheeked saki of mine, give the cup like pomegranate blossom; if for my sake you will not give for the sake of the heart of the Beloved.
غزل شمارهٔ 2298زهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانه
غزل شمارهٔ 2299سراندازان همیآیی ز راه سینه در دیده
Undaunted you are coming from my breast into my sight, chanting a potent spell and confused stories.
غزل شمارهٔ 2300با زر غم و بیزر غم آخر غم با زر به
غزل شمارهٔ 2301من سرخوش و تو دلخوش غم بیدل و بیسر به
غزل شمارهٔ 2302هشیار شدم ساقی دستار به من واده
غزل شمارهٔ 2303ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
Suddenly, having eaten nothing and taken away nothing, I fell from the garden palace and pavilion into the depths of such a well.
غزل شمارهٔ 2304هر روز پری زادی از سوی سراپرده
غزل شمارهٔ 2305کی باشد من با تو باده به گرو خورده
غزل شمارهٔ 2306ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره
غزل شمارهٔ 2307بربند دهان از نان کآمد شکر روزه
غزل شمارهٔ 2308یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه
غزل شمارهٔ 2309من، بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
غزل شمارهٔ 2310ای غایب از این محضر از مات سلام الله
غزل شمارهٔ 2331ای دلبر بیصورت صورتگر ساده
O formless Beloved of the pure form-fashioner, O you who have given the cup full of tumult to the lovers,
غزل شمارهٔ 2362ای دو چشمت جاودان را نکتهها آموخته
غزل شمارهٔ 2367تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
غزل شمارهٔ 2382ای بخاری را تو جان پنداشته
غزل شمارهٔ 2388این جا کسیست پنهان دامان من گرفته
غزل شمارهٔ 2391بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده
غزل شمارهٔ 2400گل را نگر ز لطف سوی خار آمده
غزل شمارهٔ 2428فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
غزل شمارهٔ 2444چون درشوی در باغ دل مانند گل خوشبو شوی
غزل شمارهٔ 2449من پیش از این میخواستم گفتار خود را مشتری
Before this I sought a purchaser for my discourse, and now I wish of you to buy me from my words.
غزل شمارهٔ 2455برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
غزل شمارهٔ 2456هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
غزل شمارهٔ 2458سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگری
Do not fling stones at the factory of glassmaking, do not strike anew the wounded heart of the broken-hearted.
غزل شمارهٔ 2460تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی
غزل شمارهٔ 2465آمدهای که راز من بر همگان بیان کنی
You have come in order to expound my secret to all, to reveal and indicate that signless king.
غزل شمارهٔ 2466ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیادهای
غزل شمارهٔ 2472چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی
غزل شمارهٔ 2499مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی
غزل شمارهٔ 2506مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی
غزل شمارهٔ 2531چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
غزل شمارهٔ 2544شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی
غزل شمارهٔ 2588ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
غزل شمارهٔ 2589نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی
You imprisoned in air nine spheres of emerald till you brought into orbit a form of earth.
غزل شمارهٔ 2592ای صورت روحانی امروز چه آوردی
غزل شمارهٔ 2618جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
غزل شمارهٔ 2626ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
غزل شمارهٔ 2656نه آتشهای ما را ترجمانی
No interpreter of our fires, not tongue for the secrets of our hearts—
غزل شمارهٔ 2657دلا تا نازکی و نازنینی
غزل شمارهٔ 2658اگر درد مرا درمان فرستی
غزل شمارهٔ 2660چرا ز اندیشهای بیچاره گشتی؟
غزل شمارهٔ 2670خوشی آخر بگو ای یار چونی
غزل شمارهٔ 2674هلا ای آب حیوان از نوایی
Ho, water of life, turn me about like a mill with plenty.
غزل شمارهٔ 2703ز مهجوران نمیجویی نشانی
Do you not seek a sign of the separated ones? Where has gone that fidelity and affection?

