Toggle stanza 1
چرا ز اندیشه‌ای بیچاره گشتی‌؟
1
چرا ز اندیشه‌ای بیچاره گشتی‌؟
فرورفتی به خود غمخواره گشتی‌؟
2
تو را من پاره پاره جمع کردم
چرا از وسوسه صدپاره گشتی‌؟
3
ز دارالملک عشقم رخت بردی
در این غربت چنین آواره گشتی
4
زمین را بهر تو گهواره کردم
فسرده تخته گهواره گشتی
5
روان کردم ز سنگت آب حیوان
به سوی خشک رفتی خاره گشتی
6
توی فرزند جان کار تو عشق است
چرا رفتی تو و هرکاره گشتی‌؟
7
از آن خانه که تو صد زخم خوردی
به گرد آن در و درساره گشتی
8
در آن خانه که صد حلوا چشیدی
نگشتی مطمئن اماره گشتی
9
خمش کن گفت هشیاریت آرد
نه مست غمزهٔ خماره گشتی

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور