غزل شمارهٔ 2456
شاعر: رومی
Toggle stanza 1هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
11
هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری
22
هم سوی دولت درجی هم غم ما را فرجی
هم قدحی هم فرحی هم شب ما را سحری
33
هم گل سرخ و سمنی در دل گل طعنه زنی
سوی فلک حمله کنی زهره و مه را ببری
44
چند فلک گشت قمر تا به خودش راه دهی
چند گدازید شکر تا تو بدو درنگری
55
چند جنون کرد خرد در هوس سلسلهای
چند صفت گشت دلم تا تو بر او برگذری
66
آن قدح شاده بده دم مده و باده بده
هین که خروس سحری مانده شد از ناله گری
77
گر به خرابات بتان هر طرفی لاله رخی است
لاله رخا تو ز یکی لاله ستان دگری
88
هم تو جنون را مددی هم تو جمال خردی
تیر بلا از تو رسد هم تو بلا را سپری
99
چونک صلاح دل و دین مجلس دل را شد امین
مادر دولت بکند دختر جان را پدری
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
می شکفد گل به چمن تا ز نسیم سحری
وه چه خوشی گر نفسی پهلوی من باده خوری
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1996
بی خبر از خود مگذر، جانب دل هم نظری
ای چمنستان جمال، آینه دارد سحری
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2686
مزد تلاشم به رهت دیده ندارد گهری
آبلهای کو که نهم در قدم خویش سری
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2690
سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگری
زخم مزن بر جگر خستهٔ خستهجگری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2458
طوطی و طوطی بچهای قند به صد ناز خوری
از شکرستان ازل آمدهای بازپری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2462

