غزل شمارهٔ 2588
شاعر: رومی
Toggle stanza 1ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
11
ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
از کار خود افتادی در کار دگر رفتی
22
صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم
ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی
33
صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم
گلزار ندانستی در خار دگر رفتی
44
گفتم که توی ماهی با مار چه همراهی
ای حال غلط کرده با مار دگر رفتی
55
مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه
صد تار بریدی تو در تار دگر رفتی
66
گفتی که تو را یارا در غار نمیبینم
آن یار در آن غار است تو غار دگر رفتی
77
چون کم نشود سنگت چون بد نشود رنگت
بازار مرا دیده بازار دگر رفتی

