آڈیوز
صداکار علیرضا بخشی زاده روشنفکر کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار علیرضا بخشی زاده روشنفکر کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 596آن مه که ز پیدایی در چشم نمیآید
غزل شمارهٔ 597امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
غزل شمارهٔ 599امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد
غزل شمارهٔ 600جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد
غزل شمارهٔ 610نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
غزل شمارهٔ 611ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
غزل شمارهٔ 636بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
Die now, die now, in this Love die; when you have died in this Love, you will all receive new life.
غزل شمارهٔ 636بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
Die now, die now, in this Love die; when you have died in this Love, you will all receive new life.
غزل شمارهٔ 637برانید برانید که تا بازنمانید
غزل شمارهٔ 654هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
غزل شمارهٔ 662اگر عالم همه پرخار باشد
Though the whole world be full of thorns, the heart of the lover is wholly a rosebower;
غزل شمارهٔ 681کسی که غیر این سوداش نبود
غزل شمارهٔ 682یکی لحظه از او دوری نباید
غزل شمارهٔ 683ز خاک من اگر گندم برآید
غزل شمارهٔ 728دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکُشد
We are foes to ourselves, and friends to him who slays us; we are drowned in the sea, and the waves of the sea are slaying us.
غزل شمارهٔ 748فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
غزل شمارهٔ 749مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
غزل شمارهٔ 759دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
غزل شمارهٔ 761چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد
غزل شمارهٔ 763خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد
غزل شمارهٔ 765هله نومید نباشی که تو را یار براند
Say, do not despair because the Beloved drives you away; if He drives you away today, will He not call you back tomorrow?
غزل شمارهٔ 819اندک اندک جمع مستان میرسند
Little by little the drunkards congregate, little by little the wine-worshippers arrive.
غزل شمارهٔ 911به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
On the day of death, when my bier is on the move, do not suppose that I have any pain at leaving this world.
غزل شمارهٔ 911به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
On the day of death, when my bier is on the move, do not suppose that I have any pain at leaving this world.
غزل شمارهٔ 913بگو به گوش کسانی که نور چشم منند
غزل شمارهٔ 915بیا که ساقی عشق شرابباره رسید
غزل شمارهٔ 916درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
غزل شمارهٔ 920کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
غزل شمارهٔ 1085همه صیدها بکردی، هله، میر بار دیگر
غزل شمارهٔ 1085همه صیدها بکردی، هله، میر بار دیگر
غزل شمارهٔ 1089هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
غزل شمارهٔ 1095داد جاروبی به دستم آن نگار
That beauty handed me a broom saying, “Stir up the dust from the sea!”
غزل شمارهٔ 1104باز شد در عاشقی بابی دگر
غزل شمارهٔ 1256آنک جانش دادهای آن را مکش
غزل شمارهٔ 1377ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنم
غزل شمارهٔ 1396باز در اسرار روم جانب آن یار روم
غزل شمارهٔ 1397زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
Of these two thousand I’s and we’s I wonder, which one am I? Give ear to my babble, do not lay your hand on my mouth.
غزل شمارهٔ 1401کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
غزل شمارهٔ 1403آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
غزل شمارهٔ 1404کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
غزل شمارهٔ 1446گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
غزل شمارهٔ 1451گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم
غزل شمارهٔ 1452ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم
غزل شمارهٔ 1453در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
غزل شمارهٔ 1454گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
غزل شمارهٔ 1458یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
Not for one single moment do I let hold of you, for you are my whole concern, you are my whole affair.
غزل شمارهٔ 1462صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
I am a painter, a picture-maker, every moment I fashion an idol, then before you I melt away all the idols,

