غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 501نفس بوالهوسان بر دل ر‌وشن تیغ است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 502دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک است

14 اشعار

غزل شمارهٔ 503حذر ز راه محبت که پر خطرناک است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 504میی‌که شوخی رنگش جنون افلاک است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 505از بس قماش دامن دلدار نازک است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 506در ندامت‌گل مقصود به بر نزدیک است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 507یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 508بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 509دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 510دل‌ مضطرب یأس ‌و نفس ناله به‌ چنگ است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 511نه منزل بی‌نشان، نی جاده تنگ است

14 اشعار

غزل شمارهٔ 512بس که ساز این بساط آشفتگی‌های دل است

13 اشعار

غزل شمارهٔ 513احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 514الفت تن باعث فکر پریشان دل است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 515بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 516عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 517آگاهی و افسردگی دل چه خیال است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 518در وصلم و سیرم به‌گریبان خیال است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 519داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 520صبح این بادیه آشوب تپشهای دل است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 521چشم بیدار طرب مایهٔ سامان‌گل است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 522خنده‌صبحی‌ست‌که در بندگریبان‌گل است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 523بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 524در خیال‌آباد راحت آگهی نامحرم است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 525در سیرگاه امر تحیر مقدم است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 526شوکت ‌شاهی‌ام از فیض‌ جنون ‌در قدم است

15 اشعار

غزل شمارهٔ 527عمری‌ست به حیرت نفسِ سوخته رام است

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 528اگر می نیست جمعیت‌کدام است

14 اشعار

غزل شمارهٔ 529چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 530ستم شریک من یاس خوشدن ستم است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 531چون سایه بس‌که‌کلفت غفلت سرشت ماست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 532شعله‌ ها در گرم جوشی‌، داغ آه سرد ماست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 533طوق چون فاخته‌، شیرازهٔ مشت پر ماست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 534ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است

9 اشعار

غزل شمارهٔ 535امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 536طبعی‌که امیدش اثر آمادهٔ بیم است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 537این انجمن چو شمع مپندار جای ماست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 538زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 539می‌روم از خو‌یش ‌و حسرت گر‌م‌ اشک افشاندن است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 540بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 541چون حباب آیینهٔ مااز خموشی روشن‌است

12 اشعار

غزل شمارهٔ 542کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 543دری از اسباب ما و من به حق پیوستن است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 544راحت‌ جاوید عشاق ‌از فضولی رستن است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 545ای‌کعبه جو یقینی اگرکار بستن است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 546زندگانی در جگرخار است و در پا سوزن است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 547خنده‌ام صبحی به صد چاکِ گریبان آشناست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 548عجز بینش با تعلقهای امکان آشناست

14 اشعار

غزل شمارهٔ 549زندگی تمهید اسباب فناست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 550خودگدازی نمِ‌کیفیت صهبای من است

10 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان