غزل شمارهٔ 512

Toggle stanza 1
بس که ساز این بساط آشفتگی‌های دل است
1

بس که ساز این بساط آشفتگی‌های دل است

بی‌شکست شیشه امید چراغان مشکل است

2

صید مجنون‌طینتان بی‌دام الفت مشکل است

هرکه بیمار محبت گشت سرتا پا دل است

3

چشم واکردن کفیل فرصت نظاره نیست

پرتو این شمع آغوش وداع محفل است

4

وحدت و کثرت چو جسم و جان در آغوش همند

کاروان روز و شب را در دل هم منزل است

5

در غبار بیدلان دام نزاکت چیده‌اند

کیست دریابد که لیلی پرده‌دار محمل است

6

دیده تنها کاسهٔ دریوزهٔ دیدار نیست

از تپش در هر بن مویم هجوم سایل است

7

دانهٔ مجنون سرشت مزرع رسواییم

ریشه‌ام گل کردن چاک گریبان دل است

8

حیرت آیینه با شوخی نمی‌گردد بدل

بی‌خود آن جلوه‌ام تکلیف هوشم مشکل است

9

هیچ موجودی به عرض شوق ناقص‌جلوه نیست

ذره هم در رقص موهومی که دارد کامل است

10

بس که هر عضوم اثرپروردهٔ بیداد اوست

رنگ اگر در خون من یابی حنای قاتل است

11

غرقهٔ صد کلفتم از عجز من غافل مباش

هر نفس کز سینه‌ام سر می‌کشد دست دل است

12

عرض نیرنگ تپش‌های مرا تکرار نیست

اشک هر مژگان زدن‌ها رنگ دیگر بسمل است

13

تا به بی‌دردی توانی ساعتی آسوده زیست

بیدل از الفت تبرا کن که الفت قاتل است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل است

سایه بر برگ گل او کرده شاخ سنبل است

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 137

ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است

منزلت را منزلت بالاتر از آب و گل است

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 86

در دل هر کس بود درد طلب در منزل است

آب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1019

این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود

دست عالی زین سبب بهتر ز دست سافل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1020

صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است

خال تا خط برنیارد دانه بی حاصل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1021

عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است

جلوهٔ او آشکار از پردهٔ آب و گل است

علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 41

گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است

حیرت اندر حیرتست و مشکل اندر مشکل است

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 110

احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است

هرچه می‌روید ازین صحرا زبان سایل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 513

الفت تن باعث فکر پریشان دل است

دانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 514

بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است

گردباد از شور مجنون آشیان بلبل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 515

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور