غزل شمارهٔ 137

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: لاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل است
1

شاهد بستان که چشمش نرگس و رویش گل است

سایه بر برگ گل او کرده شاخ سنبل است

2

مجمر فیروزه دان هر غنچه را کز گل در آن

آتشی افروخته از بهر داغ بلبل است

3

کوه و صحرا بس که می خوردند از جام سحاب

لاله ها بر رویشان افتاده زان می گل گل است

4

بس که از سبزه زمینها سبز شد هر پشته را

چوک کرده بختیی دان کز سقرلاطش جل است

5

طره شمشاد کش بسته گره دست صبا

آمده بر سر ز خوبان چمن چون کاکل است

6

تا کند بلبل به بزم گل مکرر قول خویش

از صراحی آن نه قلقل بلکه تکرار قل است

7

بر سماع شعر جامی بس که در وجدند و حال

در چمن افتاده از غوغای مرغان غلغل است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بس که ساز این بساط آشفتگی‌های دل است

بی‌شکست شیشه امید چراغان مشکل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 512

احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است

هرچه می‌روید ازین صحرا زبان سایل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 513

الفت تن باعث فکر پریشان دل است

دانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 514

بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است

گردباد از شور مجنون آشیان بلبل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 515

عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است

در بهار رنگ هر جا چشم واگردد گل است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 516

در دل هر کس بود درد طلب در منزل است

آب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1019

این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود

دست عالی زین سبب بهتر ز دست سافل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1020

صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است

خال تا خط برنیارد دانه بی حاصل است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1021

عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است

جلوهٔ او آشکار از پردهٔ آب و گل است

علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 41

گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است

حیرت اندر حیرتست و مشکل اندر مشکل است

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 110

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور