غزل شمارهٔ 136
شاعر: جامی
Toggle stanza 1خیال خال لبت تخم مزرع امل است
11
خیال خال لبت تخم مزرع امل است
هوای خط تو ختم صحیفه عمل است
22
اگر نه رقعه قتل من آرد از تو رسول
رسول قاصد جان رقعه نامه اجل است
33
زکات آن لب میگون به می پرستان ده
قبول خیر محال است اگر نه در محل است
44
می شبانه خمار سحر نمی ارزد
خوش آن حریف که مست صبوحی ازل است
55
به غیر نی که شد از خود تهی نمی بینم
درین زمانه رفیقی که خالی از خلل است
66
حریف باده گسار و ندیم نکته گزار
صراحی می ناب و سفینه غزل است
77
به وصف آن گل عارض مدام جامی را
چو غنچه دفتر رنگین نهفته در بغل است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

