Toggle stanza 1
صبحدم عرض چمن کن که هوا معتدل است
1

صبحدم عرض چمن کن که هوا معتدل است

وز نم نیم شبی راه نه گرد و نه گل است

2

تخته خاک ز بس گل که دمیده ست ز گل

لوح صورت گری خامه زنان چگل است

3

ابر گو سایه مینداز که گرد لب جوی

سایه نارون و بید به هم متصل است

4

بسته در شاخ گلی خرم و خندان دل خویش

هر که چون غنچه درین فصل ز ارباب دل است

5

بر لب کشت چرا سرخ برآمد لاله

گرنه در دور گل از ساغر خالی خجل است

6

محتسب گر نزند بر خم می سنگ ستم

هر جفایی که کند در حق مستان بحل است

7

بوستان دلکش و می بیغش و یاران سرخوش

جامی از زهد خود امروز عجب منفعل است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور