غزل شمارهٔ 540

Toggle stanza 1
بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن است
1

بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن است

چشم زخمی‌گر هجوم آرد دعای جوشن است

2

سینه چاکان می‌کنند از یکدگرکسب نشاط

از نسیم صبح شمع خانهٔ‌گل روشن است

3

از حیا با چرب‌طبعان برنیاید هیچ‌کس

آب در هرجاکه دیدم زیردست روغن است

4

پیشکاران عجوز دهر یک سر غالبند

آن‌که ز مردان به مردی باج می‌ گیرد زن است

5

اینقدر اسباب اوهامی‌که برهم چیده‌ایم

تا نفس بر خویش جنبیده است‌گرد دامن است

6

از نفس باید سراغ وحشت هستی‌گرفت

شعله‌ها را دود پیشاهنگ ساز رفتن است

7

تا خیالش را زتاریکی نیفزاید ملال

در شبستان سویدا شمع داغم روشن است

8

شیوهٔ بیگانگی زین بیش نتوان برد پیش

با خود است آن‌جلوه‌را نازی‌که‌گویی‌با من است

9

کوشش تسلیم هم‌محمل به جایی می‌کشد

شمع ما را پای جولان سربه ره افکندن است

10

آتش‌کارت نخواهد آنقدرگرمی فروخت

ای توهّم خاک بر سرکز؟س بی‌دامن است

11

تا توانی ناله‌کن بیدل‌که درکیش جنون

خامشی صبح قیامت در نفس پروردن است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آتش اندر خرمن ما زد رخت وین روشن است

خال مشکین تو بر رخ دانه ای زین خرمن است

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 143

تا خیال آن بت قصاب در چشم من است

زین سبب چشمم همیشه همچو رویش روشن است

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 45

راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن است

وندرین ره نفس کُش، کافر ز بهر کشتن است

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 76

جان غافل را سفر در چار دیوار تن است

پای خواب آلود را منزل کنار دامن است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1051

هستی دنیای فانی انتظار مردن است

ترک هستی ز انتظار نیستی وارستن است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1052

حاصل شمشیر برق از کشت ما خون خوردن است

باد دستی خرمن ما را دعای جوشن است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1053

در تعلق کوه آهن در شمار سوزن است

در تجرد سوزنی همسنگ کوه آهن است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1054

اتفاق دوستان با هم دعای جوشن است

سختی از دوران نبیند دانه تا در خرمن است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1055

مجلس امشب از فروغ لاله رویان روشن است

بی خبر هر سو که می غلطد نگاهم گلشن است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1056

از عزیزان دیده پوشیده من روشن است

بوی پیراهن کلید خانه چشم من است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1057

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور