شاعر: رومی
زمین
ای برده دلم به دلستانی
هم جان منی و هم جهانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1818
ای فتنه ز چشم تو نشانی
بالای تو آفت جهانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1932
پیری دیدم خمیده قامت
دنبال جنازه جوانی
جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 31
هر چند ز چشم ما نهانی
غم نیست چو در میان جانی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 966
ای فتنه چشم تو جهانی
می کن نظری به ناتوانی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 967
ای سرو حدیقه معانی
جانی و لطیفه جهانی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 608
یاران کجاوه، غم ندارند
از منقطعان کاروانی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 223
ای چشم و چراغ آن جهانی
وی شاهد و شمع آسمانی
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 425
ای زبدهٔ راز آسمانی
وی حلهٔ عقل پر معانی
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 426
عاشق نشوی اگر توانی
تا در غم عاشقی نمانی
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 431