شاعر: رومی
زمین
زهی رویت شکفته لاله زاری
در حسن ترا گل پرده داری
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1925
کیم من بیدلی بی اعتباری
غریبی بی نصیبی خاکساری
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 936
برو زاهد به امیدی که داری
که دارم همچو تو امیدواری
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 38
زمین از ترکتاز او غباری
فلک از کاروانش شیشه باری
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6964
نگارا، کی بود کامیدواری
بیابد بر در وصل تو باری؟
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 258
تورا گر نیست با من هیچ کاری
مرا با تو بسی کار است باری
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 774
درآمد دوش دلدارم به یاری
مرا گفتا بگو تا در چه کاری
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 778
تنی پیدا کن از مشت غباری
تنی محکم تر از سنگین حصاری
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 14
مشو نومید ازین مشت غباری
پریشان جلوهٔ ناپایداری
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 154
اگر در مشت خاک تو نهادند
دل صد پارهٔ خونابه باری
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 35