صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 448

غزل شمارهٔ 448

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: رست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
امروز روز نوبت دیدار دلبرست
امروز روز طالع خورشید اکبرست
22
دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک
امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست
33
از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن
کان‌ها به او نماند او چیز دیگرست
44
هر کس که دید چهره او نشد خراب
او آدمی نباشد او سنگ مرمرست
55
هر مؤمنی که ز آتش او باخبر بود
در چشم صادقان ره عشق کافرست
66
ای آنک باده‌های لبش را تو منکری
در چشم من نگر که پر از می چو ساغرست
77
زد حلقه روح قدس مه من بگفت کیست
آواز داد او که کمین بنده بر درست
88
گفتا که با تو کیست بگفت او که عشق تو
گفتا کجا است عشق بگفت اندر این برست
99
ای سیمبر به من نظری کن زکات حسن
کاین چشم من پر از در و رخسار از زرست
1010
گفت از شکاف در تو به من درنگر از آنک
دستیم بر در تو و دستیم بر سرست
1111
گفتا که ذره ذره جهان عاشق منند
رو رو که این متاع بر ما محقرست
1212
پیش آ تو شمس مفخر تبریز شاه عشق
کاین قصه پرآتش از حرف برترست
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست

رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 447

اگلی نظم

جانا جمال روح بسی خوب و بافرست

لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 449

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل راگشاد کار ز صد عقده برترست

آزادی طبیعت این مهره ششدرست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 640

این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است

وین آب زندگانی از آن حوض کوثر است

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 64

در چشمت ار حقیر بود صورت فقیر

کوته نظر مباش که در سنگ گوهرست

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 23

دستی که ریزشی نکند شاخ بی برست

نخلی که میوه ای ندهد خشک بهترست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1880

در بحر شعر، خامشی از لاف بهترست

دست بلند، حجت عجز شناورست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1881

خال لب تو داغ دل آب کوثرست

پنهان تبسمت نمک شور محشرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1882

پرواز من به بال و پر تیغ و خنجرست

هر زخم، مرغ روح مرا بال دیگرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1883

آن را که در وطن لب نانی میسرست

سی شب ز ماه عید سرایش منورست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884

سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست

تا دل شکفته است، سخن تازه و ترست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1885

این خانه گوشواره عرش مطهرست

کو را سعادت از نظر سعد اکبرست

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 6 - در صفت خانه ممدوح

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00