زمین
کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
که ز هر اشک زدم بر سر دریا، دریا
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 5
دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا
قال من انتم قلنا فقراء غربا
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4
چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا
یک ره ای سرو سهی قامت رعنا بنما
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5
کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را
ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 167
رو ترش کن که همه روترشانند این جا
کور شو تا نخوری از کف هر کور عصا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 169
لا یغرنک سد هوس عن رایی
کم قصور هدمت من عوج الارآء
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3192