شاعر: رومی
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
That moon has returned, whose like the sky never saw even in dreams; he has brought a fire which no water can extinguish.
Behold the body’s tenement, and behold my soul—Love’s cup has intoxicated the one and ruined the other.
When the master of the tavern became my heart’s companion, my blood turned to wine out of love, my heart to roast.
When the eye is filled with his image, a voice proclaims, “Well done, goblet, and bravo, wine!”
My heart suddenly descried the ocean of Love; it leaped away from me, saying, “Come, find me now!”
The sun of the countenance of Shams-i D¯ın, Pride of Tabriz—in its track like clouds all hearts are running.
زمین
ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب
دستی بلند میکند اما به زیر آب
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 342
صبح ازل به خامه زرین آفتاب
بر لوح سیم چرخ نوشتند این خطاب
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 7
ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب
نی گرد و نی گل است نه سایه نه آفتاب
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 48
فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاب
اعنی مثال عاطفت شاه کامیاب
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 49
تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب؟
رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 18
گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست
زان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آب
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 9
آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب
امروز از کدام طرف سر زد آفتاب؟
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 912
از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
نادان کند حواله ز غفلت به آفتاب
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 913
ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
شبنم گدای گلشن حسن تو آفتاب
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 914
خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب
تا سجدههای شکر کند پیشت آفتاب
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 308