رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 311غزل شمارهٔ 311شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: وبصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزشت کسی کو نشد مسخره یار خوبدست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب2نقل کریںمسخره باد گشت هر چه درختست و کشتو آنچ کشد سر ز باد خار بود خشک و چوب3نقل کریںهر چه ز اجزای تو رو ننهد سر کشدپای بزن بر سرش هین سر و پایش بکوب4نقل کریںچونک نخواهی رهید از دم هر گول گیرخاک کسی شو کز او چاره ندارد قلوب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خوابآورد آتشی که نمیرد به هیچ آبرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 310اگلی نظمبه جان تو که مرو از میان کار مخسبز عمر یک شب کم گیر و زنده دار مخسبرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 312آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خوابآورد آتشی که نمیرد به هیچ آبرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 310
اگلی نظمبه جان تو که مرو از میان کار مخسبز عمر یک شب کم گیر و زنده دار مخسبرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 312