زمین
ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب
دستی بلند میکند اما به زیر آب
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 342
صبح ازل به خامه زرین آفتاب
بر لوح سیم چرخ نوشتند این خطاب
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 7
ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب
نی گرد و نی گل است نه سایه نه آفتاب
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 48
فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاب
اعنی مثال عاطفت شاه کامیاب
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 49
تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب؟
رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 18
گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست
زان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آب
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 9
آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب
امروز از کدام طرف سر زد آفتاب؟
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 912
از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
نادان کند حواله ز غفلت به آفتاب
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 913
ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
شبنم گدای گلشن حسن تو آفتاب
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 914
واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب
کاندر خرابه دل من آید آفتاب
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 309