صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 298

غزل شمارهٔ 298

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: غزل

صداکار: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1
11
آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب
از درون‌سو کاه‌تاب و از برون‌سو ماهتاب
22
چنگ دجال از درون و رنگ ابدال از برون
دام دزدان در ضمیر و رمز شاهان در خطاب
33
عاشق چادر مباش و خر مران در آب و گل
تا نمانی ز آب و گل مانند خر اندر خلاب
44
چون به سگ نان افکنی‌، سگ بو کند آنگه خورد
سگ نه‌ای‌، شیری‌، چه باشد بهر نان چندین شتاب‌؟
55
در هر آن مردار بینی رنگکی گویی که جان
جان کجا‌ رنگ از کجا‌؟ جان را بجو‌، جان را بیاب
66
تو سؤال و حاجتی‌، دلبر جواب هر سؤال
چون جواب آید فنا گردد سؤال اندر جواب
77
از خطابش هست گشتی چون شراب از سعی آب
وز شرابش نیست گشتی همچو آب اندر شراب
88
او ز نازش سر کشیده همچو آتش در فروغ
تو ز خجلت سر فکنده چون خطا پیش صواب
99
گر خزان غارتی مر باغ را بی‌برگ کرد
عدل سلطان بهار آمد برای فتح باب
1010
برگ‌ها چون نامه‌ها بر وی نبشته خط سبز
شرح آن خط‌ها بجو از عنده‌ُ ام‌الکتاب
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای در غم تو به سوز و یارب

بگریسته آسمان همه شب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 297

اگلی نظم

یا وصال یار باید یا حریفان را شراب

چونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 299

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب

گوییا در زیر ابری رفت ناگه آفتاب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 109

ای تمامی خواب من برده ز چشم نیم خواب

وی سراسر تاب من برده ز زلف نیم تاب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 118

بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب

رنگ نخجیر تو می‌گردد ز پهلوی‌کباب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 337

تا از آن پای نگارین بوسه‌ای‌کرد انتخاب

جام در موج شفق زد حلقهٔ چشم رکاب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 338

تا نمی‌دزدد غبار غفلت هستی خطاب

بایدم از شرم این خاک پریشان‌گشت آب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 339

می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب

خانهٔ آیینه‌ای داریم و می‌ گردد خراب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 343

می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتاب

تا قیامت می‌روم در سایهٔ مژگان به خواب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 344

جامی ابنای زمان از قول حق صم اند و بکم

نام ایشان نیست عندالله به جز شرالدواب

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 2

آن یکی خواهد به شهوت زن که تا فرزند او

بعد مرگ از وی بماند در جهان نایب مناب

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 20

دی به حمام اندرون از فرق آن مه سرتراش

جمع می کرد آنچه می افکند در یک کاسه آب

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 50

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00