صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 109

غزل شمارهٔ 109

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب

گوییا در زیر ابری رفت ناگه آفتاب

2

همچو لاله داغ دارم بر دل از هجران تو

شد شکر بر آتش عشقت مرا، ای جان، کباب

3

حسرتم زین قصه می آید که من لب تشنه ام

بی محابا از چه می بوسد کف پایت رکاب؟

4

ترک من تا بهر رفتن بسته ای آخر میان

در کنارم سیل دیده خون همی راند چو آب

5

یک خدنگ از ترکشت برکش ز بهر جان من

ناوک از مژگان چه حاجت بهر قتلم بی حساب

6

همچو غنچه ته به ته خون شد دل من، ای طبیب

شربتی فرما ازان لب، گر همی جویی صواب

7

ای جدا افتاده، از ما، ما به تو پیوسته ایم

تا به تو پیوسته خسرو کرده از غیر اجتناب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را

بر دفتر طاعت رقمی رانده گنه را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108

اگلی نظم

روز عید است به من ده می نابی چو گلاب

که ازان جام شود تازه ام این جان خراب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 110

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب

رنگ نخجیر تو می‌گردد ز پهلوی‌کباب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 337

تا از آن پای نگارین بوسه‌ای‌کرد انتخاب

جام در موج شفق زد حلقهٔ چشم رکاب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 338

تا نمی‌دزدد غبار غفلت هستی خطاب

بایدم از شرم این خاک پریشان‌گشت آب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 339

می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب

خانهٔ آیینه‌ای داریم و می‌ گردد خراب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 343

می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتاب

تا قیامت می‌روم در سایهٔ مژگان به خواب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 344

جامی ابنای زمان از قول حق صم اند و بکم

نام ایشان نیست عندالله به جز شرالدواب

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 2

آن یکی خواهد به شهوت زن که تا فرزند او

بعد مرگ از وی بماند در جهان نایب مناب

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 20

دی به حمام اندرون از فرق آن مه سرتراش

جمع می کرد آنچه می افکند در یک کاسه آب

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 50

بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب

چون به رنگ شیشه ظاهر گشت شد برخود حجاب

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46

آفتاب حسن طالع شد چو افکندی نقاب

حسن طالع بین که دیدم آن رخ چون آفتاب

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور