صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 110

غزل شمارهٔ 110

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

روز عید است به من ده می نابی چو گلاب

که ازان جام شود تازه ام این جان خراب

2

جان من از هوس آن، به لب آمد اکنون

به لب آرم قدح و جان نهم اندر شکراب

3

روزه داری که گشادی ز لبش نکهت مشک

این زمان در دهنش نیست مگر بوی شراب

4

آنکه خیزان و فتان بود به مسجد زین پیش

هست در میکده خیزان و فتان مست و خراب

5

دف که او گرد نمی گشت به دور مجلس

می رود دور کنان جانب مجلس بشتاب

6

می حلال است کنون خاصه که از دست حریف

در قدح می چکد آب نمک آلود کباب

7

ساقیا، نوش چنان کن که صدا باز دهد

بر سر شارع می گنبد سیمین حباب

8

هر که را بوی گل و می به دماغ است او را

آن دماغیست که دیگر نکند بوی گلاب

9

بنده خسرو به دعای تو که آن حبل متین

دست همت زد و پیچید طناب اطناب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب

گوییا در زیر ابری رفت ناگه آفتاب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 109

اگلی نظم

زاد چون از صبح روشن آفتاب

ساقی خورشید رو در ده شراب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خانه از خویش تهی کن که ز نظاره آب

پرده چشم حباب است همان چشم حباب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 889

دیده از خط بدیع آب دهید ای احباب

که عجب نقش بدیعی زده دوران بر آب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 890

نکند باده شب، سوختگان را سیراب

تشنه در خواب شود تشنه تر از خوردن آب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 891

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور