صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 129

غزل شمارهٔ 129

شاعر: عرفی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اریهست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

من نگویم که درین شهر ستمکاری هست

همه دانند که ما را به تو بازاری هست

2

حد من نیست که در پیش تو گویم سخنی

دوست داند که مرا قوت گفتاری هست

3

از ادب چشم من و ناز مپوشان رخ دوست

این نگاهی است که شایسته دیداری هست

4

ساکن کعبه کجا، دولت دیدار کجا

این قدر هست که در سایه ی دیواری هست

5

مردم کارگه عشق هنرمندانند

بیستون گر بشکافد دگر کاری هست

6

دل عرفی نه یکی قطره ی حون، فولاد است

از ستم سیر مشو دگر آزاری هست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مژدگانی که جنون را به سرم کاری هست

درد را با دل سودا زده ام کاری هست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 128

اگلی نظم

خبری خواهم از آن کوی که اعزازی هست

ز برون عرض نیازی ، ز درون نازی هست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 130

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ادب اظهارم و با وصل توام‌کاری هست

عرض آغوش ندارم دل افگاری‌هست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 700

تا ز جنس تب وتاب نفس آثاری هست

عشق را با دل سودازده‌ام‌‌کاری هست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 701

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111

عشق را با دل صد پاره من کاری هست

در دل غنچه من خرده اسراری هست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1581

می حرام است در آن بزم که هشیاری هست

خواب تلخ است در آن خانه که بیماری هست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1582

مژدگانی که جنون را به سرم کاری هست

درد را با دل سودا زده ام کاری هست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 128

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور