صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1582

غزل شمارهٔ 1582

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اریهست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

می حرام است در آن بزم که هشیاری هست

خواب تلخ است در آن خانه که بیماری هست

2

با پریشان نظری بس که بدم، می شکنم

هر کجا آینه ای بر سر بازاری هست

3

می توان با گل خورشید نظر بازی کرد

همچو شبنم اگرت دیده بیداری هست

4

خضر بر گرد سر درد طلب می گردد

کعبه فرش است در آن سینه که آزاری هست

5

صبح آدینه و طفلان همه یک جا جمعند

بر جنون می زنم امروز که بازاری هست

6

بخت زنگار چرا سبز نباشد صائب؟

روز و شب در بغلش آینه رخساری هست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عشق را با دل صد پاره من کاری هست

در دل غنچه من خرده اسراری هست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1581

اگلی نظم

خلوت آینه را طوطی غمازی هست

هر کجا روی نهادیم سخنسازی هست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1583

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ادب اظهارم و با وصل توام‌کاری هست

عرض آغوش ندارم دل افگاری‌هست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 700

تا ز جنس تب وتاب نفس آثاری هست

عشق را با دل سودازده‌ام‌‌کاری هست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 701

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111

مژدگانی که جنون را به سرم کاری هست

درد را با دل سودا زده ام کاری هست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 128

من نگویم که درین شهر ستمکاری هست

همه دانند که ما را به تو بازاری هست

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 129

عشق را با دل صد پاره من کاری هست

در دل غنچه من خرده اسراری هست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1581

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور