شاعر: عرفی
چون ز لطف آری ببالین من بیمار گل
از پی آرایش تابوت هم بردار گل
گر بجنت بگذری حاشا که رضوان در رهت
سوسن و سنبل بیفشاند بلی ناچار گل
جلوه کن در روضه تا حوران بدست انفعال
از فروغ چهره بر پایت کنند ایثار گل
زاهدا بوی مراد از هر گلی ناید بیاد
تا می آلود آوریم از خانه خمار گل
رحمی ای طالع بروی شاهد امید ما
مشت خس تا کی فشانی برفشان یکبار گل
وقت گل سر بر زدن گر از دلم یاد آورند
مشت خون گردد کسان را بر سرو دستار گل
جنت از کونین و باغ حسن از عرفی کز او
هر نگاهش را بدامن هست صد خروار گل
عهد داور بین کز آن زلف و چنین حسن غیور
میفشاند هر طرف بر خوابگاه یار گل
داورا باغی است طبع دلفروزم کاندر او
غوطه در آتش زند چون مرغ آتشخوار گل
گر بتابد نور خورشید ضمیرم برچمن
رازها سازد عیان از پرده عینک وار گل
در سرود وصف اخلاق تو میریزد برون
بلبل طبعم بجای نغمه از منقار گل
در مزاجش ره نیابد خشگی طبع خزان
گر زآب طبع من گردد رطوبت دار گل
بی نزاعش از چه در خوبی مسلم داشتند
گر نبرد از حسن طبعم مایه ای در کار گل
آنکه برگی از ریاض جوهر اول بدید
گو بیاور باغ طبع عرفی و بشمار گل
تا نه بیداد خزان در گلشن عالم شود
منظر مرجان اساسش تا زمین هموار گل
باد ایوان دماغ و دیده عمر ترا
از صفای جوهر و عطر نفس معمار گل
زمین
ای بهار جلوهات را شش جهت دربار گل
بی رخت در دیدهٔ من میخلد چون خار گل
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1940
با چنین شوخی نشیند تا بهکی بیکار گل
رخصت نازی که گردد گرد آن دستار گل
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1941
در چمن گر جلوهات آرد به روی کار گل
رنگها چون شمع بندد تا به نوک خارگل
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1942
میتوان در باغ دید از سینهٔ افگار گل
کاین گلاندامان چه مقدارند در آزار گل
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1943
میکند درس رمی از رنگ و بو تکرار گل
با همه بیدستوپایی نیست پُر بیکار گل
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1944
نوبهار آرد به امداد من بیمارگل
تا به جای رنگ گردانم به گرد یار گل
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1945
زد ز غنچه بار دیگر خیمه بر گلزار گل
داد مستان را به عشرتگاه بستان بار گل
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 576
از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل
می کشد دایم ز حسن خلق خود آزار گل
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5232
نوبهار آمد که افشاند چو حسن یار گل
چون وصال یار ریزد هر خس و هر خار گل
عرفیقصیدههاشمارهٔ 28 - در مدح شاهزاده سلیم
فارسی متن کا ماخذ: گنجور