صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 30 - حسب حالی از خویشتن

شمارهٔ 30 - حسب حالی از خویشتن

شاعر: عرفی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انرفتم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

رفتم ای غم زپی عمر شتابان رفتم

بشتاب ار طلبت هست زمن هان رفتم

22

مشتاب ای غم دنیا که بگردم نرسی

بکن از دور وداعم که شتابان رفتم

33

ایها الناس بگوئید مبارک بادم

کز صنم خانه تن در حرم جان رفتم

44

الوداع ای من دردی کش بیهوشی دوست

کاینک از خویش ببوی می رهبان رفتم

55

تا حد دشت محبت که قیامتگاه است

پیش روی غم دل مروحه جنبان رفتم

66

درد، همدوش و بلا بر اثر و غم در پیش

تا براحتگه تسلیم بدینسان رفتم

77

هوس گریه شبم نشتر غم داد بدست

رگ ابری بگشودم که بطوفان رفتم

88

آرزو کشتم و خون خوردم و عشرت کردم

نه در جور زدم نی بر احسان رفتم

99

گر حکومت همه عدل است کمش گیر که من

باد پیمودم و همدوش سلیمان رفتم

1010

همه را ماتمی حسرت دنیا دیدم

چون بماتمکده گبر و مسلمان رفتم

1111

کس عنان گیر نشد ورنه من از بیت حرم

تا در بتکده ، درسایه ایمان رفتم

1212

خضر اگر نیست قدم میزن و میکوش که من

رفتم آخر بحرم وز ره خذلان رفتم

1313

پای کوبان بحرم رفتم و عیبم کردند

بدر دیر مغان ناصیه کوبان رفتم

1414

من کجا ، کشمکش رد و قبولش زکجا

نیک رفتم که نه کافر نه مسلمان رفتم

1515

آفتاب آمد و در زیر سرم بالین شد

چون بخواب عدم ارحسرت جانان رفتم

1616

صفحه تیغم از آن نسخه خلداست که دوش

بشبیخون سپاه غم الوان رفتم

1717

هرکجا مژده اندوه نوی بشنودم

جستم از درد گران توشه و رقصان رفتم

1818

منم آن سیر زجان گشته که با تیغ و کفن

بدر خانه جلاد عزلخوان رفتم

1919

سفته ام گوهری ، از من بخر ، اما مفروش

که به دریوزه آن بر در صد کان رفتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون ز لطف آری ببالین من بیمار گل

از پی آرایش تابوت هم بردار گل

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 29 - تجدید مطلع

اگلی نظم

از در دوست چگویم بچه عنوان رفتم

همه شوق آمده بودم همه حرمان رفتم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 31 - تجدید مطلع

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دوش ‌گستاخ به نظارهٔ جانان رفتم

جلوه چندان به عرق زد که به توفان رفتم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2037

از در دوست چگویم بچه عنوان رفتم

همه شوق آمده بودم همه حرمان رفتم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 31 - تجدید مطلع

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور