صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 30 - حسب حالی از خویشتن

شمارهٔ 30 - حسب حالی از خویشتن

شاعر: عرفی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انرفتم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

رفتم ای غم زپی عمر شتابان رفتم

بشتاب ار طلبت هست زمن هان رفتم

2

مشتاب ای غم دنیا که بگردم نرسی

بکن از دور وداعم که شتابان رفتم

3

ایها الناس بگوئید مبارک بادم

کز صنم خانه تن در حرم جان رفتم

4

الوداع ای من دردی کش بیهوشی دوست

کاینک از خویش ببوی می رهبان رفتم

5

تا حد دشت محبت که قیامتگاه است

پیش روی غم دل مروحه جنبان رفتم

6

درد، همدوش و بلا بر اثر و غم در پیش

تا براحتگه تسلیم بدینسان رفتم

7

هوس گریه شبم نشتر غم داد بدست

رگ ابری بگشودم که بطوفان رفتم

8

آرزو کشتم و خون خوردم و عشرت کردم

نه در جور زدم نی بر احسان رفتم

9

گر حکومت همه عدل است کمش گیر که من

باد پیمودم و همدوش سلیمان رفتم

10

همه را ماتمی حسرت دنیا دیدم

چون بماتمکده گبر و مسلمان رفتم

11

کس عنان گیر نشد ورنه من از بیت حرم

تا در بتکده ، درسایه ایمان رفتم

12

خضر اگر نیست قدم میزن و میکوش که من

رفتم آخر بحرم وز ره خذلان رفتم

13

پای کوبان بحرم رفتم و عیبم کردند

بدر دیر مغان ناصیه کوبان رفتم

14

من کجا ، کشمکش رد و قبولش زکجا

نیک رفتم که نه کافر نه مسلمان رفتم

15

آفتاب آمد و در زیر سرم بالین شد

چون بخواب عدم ارحسرت جانان رفتم

16

صفحه تیغم از آن نسخه خلداست که دوش

بشبیخون سپاه غم الوان رفتم

17

هرکجا مژده اندوه نوی بشنودم

جستم از درد گران توشه و رقصان رفتم

18

منم آن سیر زجان گشته که با تیغ و کفن

بدر خانه جلاد عزلخوان رفتم

19

سفته ام گوهری ، از من بخر ، اما مفروش

که به دریوزه آن بر در صد کان رفتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون ز لطف آری ببالین من بیمار گل

از پی آرایش تابوت هم بردار گل

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 29 - تجدید مطلع

اگلی نظم

از در دوست چگویم بچه عنوان رفتم

همه شوق آمده بودم همه حرمان رفتم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 31 - تجدید مطلع

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دوش ‌گستاخ به نظارهٔ جانان رفتم

جلوه چندان به عرق زد که به توفان رفتم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2037

از در دوست چگویم بچه عنوان رفتم

همه شوق آمده بودم همه حرمان رفتم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 31 - تجدید مطلع

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور