صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 61

غزل شمارهٔ 61

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آن که شب داد توبه ام ز شراب

امشبم باز دید مست و خراب

2

لب ساغر چنان زنم بوسه

که درآرم حریف را از خواب

3

مزه کز راح آتشین گیرم

خاک را در دهان بگردد آب

4

عضو عضوم پرند از مستی

کاهلی ها همه شوند شتاب

5

ظرف لبریز کردم از باده

همچو ماه دو هفته از مهتاب

6

ره مستی گرفته جانب دوست

می روم تا برآرمش ز حجاب

7

محوتر می شوم ز خود هر دم

رفتم از دست مطربا دریاب

8

قوتم نیست پست کن پرده

طاقتم نیست گوش چنگ متاب

9

بر «نظیری » مگر ببخشایند

به جزع وانمی شود این باب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خانه در کوی مغان کردم خراب

عاقبت هم طبع گشتم با شراب

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 60

اگلی نظم

چون غنچه دل مبند و چو بو بر هوا متاب

بر گل سوار باش و عنان از صبا متاب

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 62

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماهرویا، به خون من مشتاب

کشتن عاشقان که دید صواب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 119

معلمی را پسر بیمار شد و مشرف به موت گشت، گفت: غسال بیارید تا وی را بشوید گفتند: هنوز نمرده است گفت: باکی نیست آن زمان را که از غسل وی فارغ شوید بخواهد مرد!

هرکه در کار خویش پیش از وقت

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 28

می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب

الصَبوح الصَبوح یا اصحاب

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 13

چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب

چشم بگشا و جمع را دریاب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 315

یار آمد به صلح ای اصحاب

ما لکم قاعدین عند الباب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 317

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور