صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ ششم (در مطایبه)
  4. »بخش 28

بخش 28

شاعر: جامی

معلمی را پسر بیمار شد و مشرف به موت گشت، گفت: غسال بیارید تا وی را بشوید گفتند: هنوز نمرده است گفت: باکی نیست آن زمان را که از غسل وی فارغ شوید بخواهد مرد!

هرکه در کار خویش پیش از وقت

می نماید به حکم طبع شتاب

می خورد روزه نارسیده به شب

می کشد موزه نارسیده به آب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گدایی بر در سرایی چیزی خواست کدخدای خانه از درون آواز داد معذور دار که خانگیان اینجا نیستند. گدا گفت: من پاره نان می خواهم نه مباشرت با خانگیان!

چون گدا بر در سرات رسد

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 27

اگلی نظم

پسر معلمی را گفتند: چه بلا احمقی! گفت: اگر من احمق نبودمی ولدالزنا بودمی!

عیب مادر بود ار فرزندی

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 29

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماهرویا، به خون من مشتاب

کشتن عاشقان که دید صواب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 119

می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب

الصَبوح الصَبوح یا اصحاب

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 13

چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب

چشم بگشا و جمع را دریاب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 315

یار آمد به صلح ای اصحاب

ما لکم قاعدین عند الباب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 317

آن که شب داد توبه ام ز شراب

امشبم باز دید مست و خراب

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 61

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور