صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ ششم (در مطایبه)
  4. »بخش 29

بخش 29

شاعر: جامی

پسر معلمی را گفتند: چه بلا احمقی! گفت: اگر من احمق نبودمی ولدالزنا بودمی!

عیب مادر بود ار فرزندی

خلق و خویش نه به وفق پدر است

گوش استر که دراز است گواست

کش نه اسب است پدر بلکه خر است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

معلمی را پسر بیمار شد و مشرف به موت گشت، گفت: غسال بیارید تا وی را بشوید گفتند: هنوز نمرده است گفت: باکی نیست آن زمان را که از غسل وی فارغ شوید بخواهد مرد!

هرکه در کار خویش پیش از وقت

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 28

اگلی نظم

از معلمی پرسیدند که تو بزرگتری یا برادر تو؟ گفت: من بزرگترم، اما چون یک سال دیگر بر وی بگذرد با من برابر خواهد شد!

چو هیچ چیز نشد حاصلت چه می پرسی

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 30

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن دهان نیست که تنگ شکر است

وان میان نیست که مویی دگر است

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 59

حضرت امیر گفت: شنیدم از حضرت رسالت صلی الله علیه و سلم که فرمود: قیمة کل امرء مایحسنه یعنی: قیمت هرکس به قدر آن چیزیست که وی را می آراید از محاسن افعال و بدایع اقوال.

قیمت مرد نه از سیم و زر است

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 5

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور