شاعر: نظیری نیشابوری
تا عشق چه ها کند به بلبل
بسیار دریده پرده گل
شمشیر مقربان دریده
دیوانه عشق بی تأمل
برتر بود آستانه عشق
از هرچه خرد کند تعقل
جانان خواهی گذر ز کونین
دنیا سیل است و آخرت پل
بر آتش قهرت ار نشانند
دل خسته مدار در توکل
تا چون رخ دلبران برآری
از خرمن شعله شاخ سنبل
بر مور نهاده اند باری
کافلاک نمی کند تحمل
رحمی که ز دست می رود کار
به غرقه جفا بود تغافل
دوری چو تو یوسفی برآید
از جنس توالد و تناسل
در عشق گریز تا بیابی
ملکی که نکرده کس تخیل
بزم تو و آنگهی «نظیری »
از چرخ نمی کند تنزل
زمین
در مدینه عالمی بود عامل و در جمیعِ علومِ دینی کامل، روزی گذرش بر دارِ نَخّاسین افتاد کنیزکی دید مُغَنّیه که به حسنِ صوت غیرتِ ناهید بود و به جمالِ صورت حیرتِ خورشید، شیفتهٔ جمال و فریفتهٔ زلف و خال او شد.
از سماعِ غنایش رَخت هستی به صحرای نیستی بُرْد و به استماعِ نوایش از مضیقِ بخردی راهِ فسحتسرایِ بیخودی سِپُرد.
جامیبهارستانروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 7
هر که در حبّ و بُغض و منع و عطا
نبودش دل به غیر حق مایل
جامیرسالهٔ اربعین(2) مَنْ أَعْطٰى لِلهِ، وَمَنَعَ لِلهِ، وَأَحَبَّ لِلهِ، وَأَبْغَضَ لِلهِ، فَقَدْ اسْتَکْمَلَ إِیمَانَهُ. (سنن ابی داود)
آدمی را ز پیری افزاید
هر زمان در بنای عمر خَلَل
جامیرسالهٔ اربعین(5) یَشِیْبُ ابْنُ آدَمَ وَیَشبُّ فِیْهِ خَصْلَتَانِ: ألْحِرْصُ وَطُوْلُ الْأمَلِ. (صحیح البخاری)
شکر و فضل خدای عزوجل
که امیر بزرگوار اجل
سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 33 - در مدح امیر سیفالدین (محمد)
ای ملامت کنان بیحاصل
سعی کمتر کنید در باطل
عراقیعشاقنامهفصل دومبخش 2 - غزل
ای ز روی تو آفتاب خجل
وز لبت آب زندگی حاصل
عراقیعشاقنامهفصل دومبخش 4 - غزل
فارسی متن کا ماخذ: گنجور