ای ملامت کنان بیحاصل
سعی کمتر کنید در باطل
هستم آشفته بر رخی، که برو
شد پری واله و ملک مایل
هست وصف جمال و نعت لبش
برتر از فکر سامع و قایل
دل دیوانه در سر زلفش
کی به زنجیرها شود عاقل؟
هرکه یکبار در همه عمرش
التفاتی کند، شود مقبل
از خیالش چه شاکرم! کو نیز
نیست از حال عاشقان غافل
ای صبا، ای صبا، غلام توام
گر گذاری کنی بدان منزل
حال بیچارگان بادیه را
برسانی بیار در محمل
گو: عراقی در آرزوی رخت
جان همی داد و حسرت اندر دل
زمین
در مدینه عالمی بود عامل و در جمیعِ علومِ دینی کامل، روزی گذرش بر دارِ نَخّاسین افتاد کنیزکی دید مُغَنّیه که به حسنِ صوت غیرتِ ناهید بود و به جمالِ صورت حیرتِ خورشید، شیفتهٔ جمال و فریفتهٔ زلف و خال او شد.
از سماعِ غنایش رَخت هستی به صحرای نیستی بُرْد و به استماعِ نوایش از مضیقِ بخردی راهِ فسحتسرایِ بیخودی سِپُرد.
جامیبهارستانروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 7
هر که در حبّ و بُغض و منع و عطا
نبودش دل به غیر حق مایل
جامیرسالهٔ اربعین(2) مَنْ أَعْطٰى لِلهِ، وَمَنَعَ لِلهِ، وَأَحَبَّ لِلهِ، وَأَبْغَضَ لِلهِ، فَقَدْ اسْتَکْمَلَ إِیمَانَهُ. (سنن ابی داود)
آدمی را ز پیری افزاید
هر زمان در بنای عمر خَلَل
جامیرسالهٔ اربعین(5) یَشِیْبُ ابْنُ آدَمَ وَیَشبُّ فِیْهِ خَصْلَتَانِ: ألْحِرْصُ وَطُوْلُ الْأمَلِ. (صحیح البخاری)
شکر و فضل خدای عزوجل
که امیر بزرگوار اجل
سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 33 - در مدح امیر سیفالدین (محمد)
تا عشق چه ها کند به بلبل
بسیار دریده پرده گل
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 398
ای ز روی تو آفتاب خجل
وز لبت آب زندگی حاصل
عراقیعشاقنامهفصل دومبخش 4 - غزل
فارسی متن کا ماخذ: گنجور