صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 162

غزل شمارهٔ 162

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ستند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند

قرابه بر سر ابر بهار بشکستند

2

چمن پیاله کش است و صبا قدح پیمای

معاشران صبوحی ز خواب برجستند

3

به زیر خرقه نهان باده می خورد صوفی

حکیم و عارف و زاهد همه ازین دستند

4

جهان و عیش خضر حرف قاف سیمرغست

در حریم فنا زن که نیستان هستند

5

تو نخل خوش ثمر کیستی که باغ و چمن

همه ز خویش بریدند و در تو پیوستند

6

به غربت تو چنان تشنه ام که صبرم نیست

به قدر فرصت آن ماهیان که در شستند

7

ز بی قراری افلاک داغ ها دارم

که تا ز شوق تو برخاستند ننشستند

8

نوا فزونست ز اندازه بریشم عود

غزل به زمزمه خوانم که پرده ها بستند

9

به رمز نکته ادا می کنم که خلوتیان

سر سبو بگشادند و در فرو بستند

10

تو نخل میوه فشان باش در حدیقه دهر

که کم درخت قوی خشک شد که نشکستند

11

ز کاهلی تو «نظیری » احزان این چمنی

گهی به باغ شدی کز نشاط وارستند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ناله را نیست اثر کز تو شکایت دارد

ورنه ما گرم دعاییم و سرایت دارد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 161

اگلی نظم

نه دل آزاد پای بست شود

نه به پرواز دل ز دست شود

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 163

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سبکروان‌که به وحشت میان جان بستند

چو ناله سوخت نفس با نگاه پیوستند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1359

گذشتگان‌که ز تشویش ما و من رستند

مقیم عالم نازند هر کجا هستند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1360

مصوران به هزار انفعال پیوستند

که طرهٔ تو کشیدند و خامه نشکستند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1361

درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 226

فسردگان که طلسم وجود نشکستند

ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3903

ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند

که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 324

بیا که خاوریان نقش تازه‌ای بستند

دگر مرو به طواف بتی که بشکستند

علامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 42

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور