صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »شمارهٔ 30 - در مدح عبدالرحیم خان

شمارهٔ 30 - در مدح عبدالرحیم خان

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

بردار ای زمین کف حاجت بر آسمان

کامد پی نظام جهان داور جهان

22

ای چرخ در کمین گه قهرش نگاه کن

بشکن خدنگ عربده در گوشه کمان

33

مسجد ازین نوید بدینست سرفراز

بتخانه زین حدیث به کفرست سرگران

44

بر یاد عدل اوست به هر زخمه کوس را

صد نغمه نشاط گره در دل فغان

55

بالای رایتش به مه و مهر سرفراز

پهنای لشکرش ز شب و روز بر کران

66

عیسی شدست باصره از دیدن شکوه

قارون شدست سامعه از نعره گران

77

هر سو جهان نثار کند گوهر نشاط

از ذکر خان خانان عبدالرحیم خان

88

آن سلک نظم و فضل که بی انتظام او

گردد گره به حلق گهر تار ریسمان

99

حفظش ز پرده های خیال دعوی ملک

تشریف خواب دوخته بر قد پاسبان

1010

پرپر کند عقاب به جایش نهد ز بیم

گنجشک را گر خسی افتد ز آشیان

1111

آیینه ای کزان بنماید جمال خویش

عکس عدو ز بیم نگردد درو عیان

1212

زان دست و خنجر گهرافشان به خاصیت

جوهر برآورد ز تن کشته استخوان

1313

ای فرق تا قدم همه افزایش کمال

وی پای تا به سر همه آرایش بیان

1414

خواند اگر ز حفظ تو یک فصل عندلیب

گل های نوبهار کند جلوه در خزان

1515

از طبع من به بخت بشارت دهد سخن

وز مدح تو به کام مبارک شود زبان

1616

صد فتح سر برآورد از جیب دولتت

تا مصرعی ز نصرت تیغت کنم بیان

1717

رضوان به حضرت تو زده طعنه بر بهشت

غلمان به خدمت تو کمر بسته بر میان

1818

جام میی گرفته لبالب تمام نوش

اکسیر علت بدن و کیمیای جان

1919

چون همت همه به بلندی نهد قدم

چون دولت همه ز ترقی دهد نشان

2020

آن می که بر سپهر اگر سایه افکند

شاید که آفتاب شود یکسر آسمان

2121

رنگین میی که بر کفن مرده گر چکد

در تن رگ فسرده شود شاخ ارغوان

2222

در بزم تو چو رزم تو بختست کامیاب

در رزم تو چو بزم تو طبعست شادمان

2323

روزی که بزم معرکه از بی خودان جنگ

رنگین شود و صحن خرابات از مغان

2424

از سر خمار هول برد نشئه غرور

شمشیر جرعه بخش شود بهر امتحان

2525

چون نیش غمزه کاوش دل ها کند خدنگ

چون ذوق نشئه در رگ جان ها دود سنان

2626

بر پا نهد چو دردکشان دیده را رکاب

از کف کشد چو مغ بچگان زلف را عنان

2727

مستانه آن زمان تو برون تازی از سپاه

از باده شیرگیر و به شمشیر جان ستان

2828

از بس ز گیر و دار تو قالب شود تهی

پیمانه سپهر لبالب شود ز جان

2929

ای بنده پروری که به یمن ثنای تو

شاید که افتخار به طبعم کند زمان

3030

نامت برم خجسته شود بر زبان سخن

یادت کنم شکفته شود در بدن روان

3131

نازان به بحر خاطر تو ابر طبع من

من قطره آورم تو کنی گوهر از بیان

3232

معیار نظم گشت «نظیری » ز خدمتت

تأثیر کیمیاست درین خاک آستان

3333

تا مطلع کلام بود اولین سخن

تا مقطع سخن شود انجام داستان

3434

طغرای نامه ها ز ثنای تو با فروغ

انجام صفحه ها ز دعای تو با نشان

3535

زلف عذار نصرت تو جلوه مراد

خال جمال دولت تو عرصه جهان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روزی چو بازمانده ضعیفان ز کاروان

دل واله بسیج یساق خدایگان

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 29 - ایضا این قصیده در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقعست اول مخلع به مطلع ثانی و آخر متوجه به مطلع اول مکرر بجایزه پسندیده معزز گردیده

اگلی نظم

سیم و زر از بهر چیست وقف کرم داشتن

بر همه کردن نثار وز همه کم داشتن

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 31 - ایضا در منقبت امام هشتم

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان

مشتی به جبهه مالم از آن خاک آستان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2396

در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان

زنجیری حیاست به موج‌گهر فغان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2397

وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشان

عالم غبار دامن نازیست پر فشان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2402

آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان

و الآن ان عرفت علی ما علیه کان

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 714

شد عرصهٔ زمین چو بساط ارم جوان

از پرتو سعادت شاه جهان‌ستان

حافظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 1 - در مدح شاه شجاع

هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان

زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 90

ای مج، کنون تو شعر من از بر کن و بخوان

از من دل و سگالش، از تو تن و روان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 94

می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن

برکنده‌ای به خشم دل از یار مهربان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2047

این منتی بر اهل زمین بود از آسمان

وین رحمت خدای جهان بود بر جهان

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 42 - در انتقال دولت از سلغریان به قوم دیگر

خواهد که شاعران جهان بی صله همی

باشند پیش خوانش دایم مدیح خوان

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 150

مزید تلاش کریں
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور