صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 714

غزل شمارهٔ 714

شاعر: جامی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان

و الآن ان عرفت علی ما علیه کان

2

اعداد کون و کثرت صورت نمایشی ست

فالکل واحد یتجلی بکل شان

3

نوری ست محض کرده به اوصاف خود ظهور

نام تنوعات ظهورش بود جهان

4

هر چند در نهان و عیان نیست غیر او

فی حد ذاته نه نهان است و نی عیان

5

فایض بود به جود بر اعیان انس و جن

ساری بود ز لطف در اطوار جسم و جان

6

دانا به هر بصیرت و بینا به هر بصر

گویا به هر زبان و توانا به هر توان

7

جامی کشیده دار زبان را که سر عشق

رمزی ست کس مگوی و حدیثی ست کس مدان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

همچو نقطه خال آن شیرین دهن

زیر لب افتاده بالای ذقن

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 713

اگلی نظم

بیا ای ساقی مهوش بده جام می رخشان

به روی شاه ابوالقاسم معزالدوله بابرخان

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 715

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا بگذرم به صد سر و گردن ز آسمان

مشتی به جبهه مالم از آن خاک آستان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2396

در شکوه صافدل ندهد رخصت زبان

زنجیری حیاست به موج‌گهر فغان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2397

وارستگی ز حسن دگر می‌دهد نشان

عالم غبار دامن نازیست پر فشان

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2402

شد عرصهٔ زمین چو بساط ارم جوان

از پرتو سعادت شاه جهان‌ستان

حافظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 1 - در مدح شاه شجاع

هان! صائم نوالهٔ این سفله میزبان

زین بی نمک ابا منه انگشت در دهان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 90

ای مج، کنون تو شعر من از بر کن و بخوان

از من دل و سگالش، از تو تن و روان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 94

می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن

برکنده‌ای به خشم دل از یار مهربان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2047

این منتی بر اهل زمین بود از آسمان

وین رحمت خدای جهان بود بر جهان

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 42 - در انتقال دولت از سلغریان به قوم دیگر

خواهد که شاعران جهان بی صله همی

باشند پیش خوانش دایم مدیح خوان

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 150

روزی چو بازمانده ضعیفان ز کاروان

دل واله بسیج یساق خدایگان

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 29 - ایضا این قصیده در مدح صاحبی ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان خانان بن بیرام خان واقعست اول مخلع به مطلع ثانی و آخر متوجه به مطلع اول مکرر بجایزه پسندیده معزز گردیده

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور