صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 35

غزل شمارهٔ 35

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

پروانه ایم و شعله بود آشیان ما

آب از شرار اشک خورد گلستان ما

2

موریم و در گذار شکر اوفتاده ایم

در راه پایمال شود کاروان ما

3

تا با نصیب ساخته اند از حلاوتی

همچون رطب شکافته اند استخوان ما

4

زه در گلوی ما کند از کینه روزگار

بیند اگر درست تن چون کمان ما

5

خورشید عمر بر سر دیوار و خفته ایم

فریاد از درازی خواب گران ما

6

صد موج را ز رفتن خود مضطرب کند

موجی که بر کنار رود از میان ما

7

بس در دماغ همنفسان مغز سوختیم

در دیده خواب تلخ کند داستان ما

8

در پیری از هزار جوان زنده دل تریم

صد نوبهار رشک برد بر خزان ما

9

ذوقی که جا به وادی مجنون گرفته بود

امروز معتکف شده بر آستان ما

10

در حیرتم که غنچه به بلبل چگونه گفت

رازی که باد هم نشیند از زبان ما

11

بنیاد ما خرابی ما استوار کرد

گویی که سود ماست «نظیری » زیان ما

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر رخ شکستم از خطا رنگ امید و بیم را

بیند منجم طالعم از هم درد تقویم را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34

اگلی نظم

ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیدا

چو بیماری که مرگش بر پرستاران شود پیدا

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چون شمع زآتشی‌که وفا زد به جان ما

بال هماست بر سر ما استخوان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 235

از بس‌گرفته است تحیر عنان ما

دارد هجوم آینه اشک روان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 236

داغیم چون سپند مپرس از بیان ما

در سرمه بال می‌زند امشب فغان ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 237

نبوَد به غیرِ نامِ تو وردِ زبانِ ما

یک حرف بیش نیست زبان در دهانِ ما

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 240

رنگین تر از حناست بهار و خزان ما

بر دست خویش بوسه دهد باغبان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 784

لرزید بس که دل به تن ناتوان ما

خالی ز مغز شد قلم استخوان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 785

روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟

چون شمع کشته است زبان در دهان ما

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 786

نوش دارو نشأیِ عّلت نهد در جان ما

در خمار معجز افتد عیسی از درمان ما

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 28

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور