صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 269

غزل شمارهٔ 269

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود

وز رگ جان گره غصه به دندان بگشود

2

هست گویی ز لطافت ذقنت وز خوبان

کس درین عرصه چو تو گوی لطافت نربود

3

جیب جانم که شد از دست غمت چاک بدوز

تاری اندر شکن زلف تو انگار نبود

4

همه کس کشته خود می درود بخت نگر

که دلم مهر و وفا کشت و غم و درد درود

5

هستم از مردمک دیده خود غرقه به خون

که چرا دوش در آغوش خیال تو غنود

6

رود نیلی ست روان سوی تو ای مصر جمال

چشم گریان که شد از سنگ جفای تو کبود

7

بس که جامی پی پابوس تو هر سوی دوید

پای او سود ولبی بر کف پای تو نسود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چیست می دانی صدای چنگ و عود

انت حسبی انت کافی یا ودود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268

اگلی نظم

حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید

حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود

فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 790

بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود

مقبل آن نیست که در حال بمیرد مولود

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 36

خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد

رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 107

مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد

مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 109

شرف نفس به جود است و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 26

احمدالله تعالی که به ارغام حسود

خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 21 - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانی

به خرابات شدم دوش مرا بار نبود

می‌زدم نعره و فریاد ز من کس نشنود

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104

دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ

شوخ گفتاری رندی دلم از دست ربود

علامہ اقبال»پیام مشرق»نقشِ فرنگ»بخش 20 - خرابات فرنگ

هر که از میکده عشق تو بویی شنود

تا زید مست زید چون برود مست رود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور