صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 790

غزل شمارهٔ 790

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود
22
جز قیاس و دوران هست طرق لیک شدست
بر اولوالفقه و طبیب و متنجم مسدود
33
اندر این صورت و آن صورت بس فکرت تیز
از پی بحث و تفکر ید بیضا بنمود
44
فرق گفتند بسی جامعشان راه ببست
رو به جامع چو نهادند دو صد فرق فزود
55
فکر محدود بد و جامع و فارق بی‌حد
آنچ محدود بد آن محو شد از نامحدود
66
محو سکرست پس محو بود صحو یقین
شمس عاقب بود ار چند بود ظل ممدود
77
این از آنست که یطوی به زبان لایحکی
زانک اثبات چنین نکته بود نفی وجود
88
این سخن فرع وجودست و حجابست ز نفی
کشف چیزی به حجابش نبود جز مردود
99
نه ز مردود گریزی نه ز مقبول خلاص
بهل این را که نگنجد نه به بحث و نه سرود
1010
تو پس این را بهلی لیک تو را آن نهلد
جان از این قاعده نجهد به قیام و به قعود
1111
جان قعود آرد آنش بکشد سوی قیام
جان قیام آرد آنش بکشد سوی سجود
1212
این یگانه نه دوگانه‌ست که از وی برهی
به سلام و به تشهد نرهد جان ز شهود
1313
نه به تحریمه درآمد نه به تحلیله رود
نه به تکبیره ببست و نه سلامش بگشود
1414
مگس روح درافتاد در این دوغ ابد
نه مسلمان و نه ترسا و نه گبر و نه جهود
1515
هله می‌گو که سخن پر زدن آن مگس است
پر زدن نیز نماند چو رود دوغ فرود
1616
پر زدن نوع دگر باشد اگر نیز بود
رقص نادر بودت بر زبر چرخ کبود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود

چاشنی شکر او ز دهن می‌نرود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 789

اگلی نظم

این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید

چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 791

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر که از میکده عشق تو بویی شنود

تا زید مست زید چون برود مست رود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158

خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود

وز رگ جان گره غصه به دندان بگشود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269

بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود

مقبل آن نیست که در حال بمیرد مولود

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 36

خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد

رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 107

مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد

مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 109

شرف نفس به جود است و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 26

احمدالله تعالی که به ارغام حسود

خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 21 - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانی

به خرابات شدم دوش مرا بار نبود

می‌زدم نعره و فریاد ز من کس نشنود

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104

دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ

شوخ گفتاری رندی دلم از دست ربود

علامہ اقبال»پیام مشرق»نقشِ فرنگ»بخش 20 - خرابات فرنگ

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00