صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 791

غزل شمارهٔ 791

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
1

This fledgling pigeon essayed the air and flew off when he heard a whistle and a call from the unseen.

2

When that Desire of all the world sent a messenger saying, “Come to Me,” how should not the disciple’s soul take flight?

3

How should it not fly upwards on discovering such pinions, how should it not rend the body’s robe on the arrival of such a missive?

4

What a moon it is that draws all these souls! What a way is that secret way by which it drew!

5

Divine compassion sent a letter saying, “Come back hither, for in this narrow cage your soul has fluttered much.

6

But in the house without doors you are like a bird without wings; so the fowl of the air does when it has fallen low.

7

Restlessness opens to it the door of compassion at last; beat your wings against door and roof—this is the key.

8

Until you call on Me, you do not know the way of returning; for by Our calling the way becomes manifest to the reason.”

9

Whatever mounts up, if it be old it becomes new; whatever new descends here, through time it becomes threadbare.

10

Ho, strut proudly into the unseen, do not look back, in God’s protection, for there all is profit and increase.

11

Ha, silent one, depart to the Saki of Being, who gave you His pure wine in this sullied cup.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود

فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 790

اگلی نظم

هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد

هله پیوسته دل عشق ز تو شادان باد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 792

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ملک هند به خلیفه بغداد تحفه ها فرستاد همراه طبیبی فیلسوف به مهارت در طب و حکمت موصوف، پیش خلیفه به پای خاست که سه چیز آورده ام که جز ملوک را نباید و جز سلاطین را نشاید.

فرمود که آن کدام است؟ گفت: اول خضابی که موی سفید را سیاه گرداند به وجهی که هرگز متغیر نشود و سفید نگردددویم معجونی که هر چند طعام خورد معده گران نگردد و مزاج از اعتدال نیفتد سیوم ترکیبی که پشت را قوی گرداند و رغبت مباشرت آرد و از تکرار آن نه ضعف بصر خیزد و نه نقصان قوت.

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 6

حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید

حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270

باز صبح طرب از مطلع امید دمید

نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 272

هفته‌ای می‌رود از عمر و به ده روز کشید

کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 273

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر

هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 119

داستان پسر هند مگر نشنیدی

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 86

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00