صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید و قطعات
  4. »شمارهٔ 86

شمارهٔ 86

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

داستان پسر هند مگر نشنیدی

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

2

پدر او لب و دندان پیمبر بشکست

مادر او جگر عم پیمبر بمکید

3

خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت

پسر او سر فرزند پیمبر ببرید

4

بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم

لعنة الله یزیدا و علی حب یزید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیان

چو هر دو معنی نتوان همی معاینه دید

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 85

اگلی نظم

اگر رای رحمت شود با دلم

دمی بو که بی‌زای زحمت زید

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 87

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ملک هند به خلیفه بغداد تحفه ها فرستاد همراه طبیبی فیلسوف به مهارت در طب و حکمت موصوف، پیش خلیفه به پای خاست که سه چیز آورده ام که جز ملوک را نباید و جز سلاطین را نشاید.

فرمود که آن کدام است؟ گفت: اول خضابی که موی سفید را سیاه گرداند به وجهی که هرگز متغیر نشود و سفید نگردددویم معجونی که هر چند طعام خورد معده گران نگردد و مزاج از اعتدال نیفتد سیوم ترکیبی که پشت را قوی گرداند و رغبت مباشرت آرد و از تکرار آن نه ضعف بصر خیزد و نه نقصان قوت.

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 6

حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید

حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270

باز صبح طرب از مطلع امید دمید

نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 272

این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید

چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 791

هفته‌ای می‌رود از عمر و به ده روز کشید

کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 273

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر

هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 119

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور