صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قطعات
  4. »شمارهٔ 119

شمارهٔ 119

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
1

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر

هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید

2

گَر به زندانِ عقوبت بَریـَم روزِ شُمار

جای آن است که محبوس بمانم، جاوید

3

هر درختی، ثمری دارد و؛ هرکس، هُنَری

منِ بی‌مایه‌ی بدبخت، تهی‌دست، چو بید

4

لیکن از مشرقِ الطافِ الهی نه عجب

که چو شب روز شود، بر همه تابَد خورشید

5

ما، کیانیم که در معرضِ یاران آییم؟

ماکیان را چه محل در نظرِ بازِ سپید؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ناگهان بانگ در سرای افتد

که فلان را محلِّ وعده رسید

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 118

اگلی نظم

حقیقتیست که دانا سرای عاریتی

ز بهر هشتن و پرداختن نفرماید

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 120

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ملک هند به خلیفه بغداد تحفه ها فرستاد همراه طبیبی فیلسوف به مهارت در طب و حکمت موصوف، پیش خلیفه به پای خاست که سه چیز آورده ام که جز ملوک را نباید و جز سلاطین را نشاید.

فرمود که آن کدام است؟ گفت: اول خضابی که موی سفید را سیاه گرداند به وجهی که هرگز متغیر نشود و سفید نگردددویم معجونی که هر چند طعام خورد معده گران نگردد و مزاج از اعتدال نیفتد سیوم ترکیبی که پشت را قوی گرداند و رغبت مباشرت آرد و از تکرار آن نه ضعف بصر خیزد و نه نقصان قوت.

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 6

حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید

حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 270

باز صبح طرب از مطلع امید دمید

نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 272

این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید

چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 791

داستان پسر هند مگر نشنیدی

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 86

هفته‌ای می‌رود از عمر و به ده روز کشید

کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 273

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور