صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قطعات
  4. »شمارهٔ 118

شمارهٔ 118

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: قطعه

Toggle stanza 1
1

ناگهان بانگ در سرای افتد

که فلان را محلِّ وعده رسید

2

دوستان آمدند تا لبِ گور

قدمی چند و باز پس گردید

3

وآن کَـ‌زو دوست‌تر نمی‌داری

مال و مِلک و قباله بُرد و کلید

4

وین‌که پیوسته با تو خواهد بود

عملِ توست؛ نَفْسِ پاک و پلید

5

نیک دَریاب و بَد مَکُن، زنهار

که بَد و نیک باز خواهی دید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود

که ای خزانهٔ ارزاق را کف تو کلید

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 117 - ظاهرا در مدح صاحب دیوان است

اگلی نظم

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر

هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 119

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جان سرانگشت آن نگارین دید

عقل انگشت خویشتن بگزید

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 963

علویی در بغداد زنی را به خود خواند آن زن از وی دینار و درهم خواست. علوی گفت: تو به آن راضی نیستی که جزوی از اهل خاندان نبوت و خانواده ولایت در تو فرود آید؟

زن گفت: این فسانه را به قحبگان قم و کاشان گوی، از قحبگان بغداد این آرزو را جز به دینار و درهم مجوی.

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 12

گاو مسکین ز کید دمنه چه دید؟

وز بد زاغ بوم را چه رسید؟

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 7

آتش افکند در جهان جمشید

از پس چار پرده چون خورشید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 975

عشق جانان مرا ز جان ببرید

جان به عشق اندرون ز خود برهید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 991

یا نسیم خوش بهار وزید

یا صبا نافهٔ تتار دمید

عراقی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 8 - ایضاله

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور