شاعر: جامی
عماره - رحمه الله تعالی، وی نیز از متقدمان است و در ایام دولت سامانیان بوده است و طبعی خوش و شعری دلکش داشته است و از جمله سخنان وی است این دو بیت:
جهان ز برف اگر چندگاه سیمین بود
زمرد آمد و بگرفت جای توده سیم
نگارخانه کشمیریان به وقت بهار
به باغ کرد همه نقش خویشتن تسلیم
و این قطعه دیگر:
غره مشو به آنکه جهانت عزیز کرد
ای بس عزیز را که جهان کرد زود خوار
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر
وز مارگیر مار برآرد گهی دمار
و در مقامات سلطان الطریقه شیخ ابوسعید ابوالخیر قدس سره مذکور است که روزی قوال در پیش ایشان این بیت بخواند:
اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن
تا بر لب تو بوسه زنم چونش بخوانی
شیخ را وقت خوش شد، پرسید که این شعر کیست؟ گفتند: از آن عماره فرمود که برخیزید تا به زیارت وی رویم و با جمیع مریدان به زیارت وی رفتند.
زمین
نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم
به حیرتم که محبت چه میکند تعلیم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2313
بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1744
نظر که با همه داری به چشم بخشایش
درر که بر همه باری ز ابر کف کریم
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 172 - در مدح
صباح عید که در تکیه گاه ناز و نعیم
گدا کلاه نمد کج نهاد و شه دیهیم
عرفیقصیدههاشمارهٔ 33 - در مدح شاهزاده سلیم
من و نمودن بطلان عهدهای قدیم
بذکر منقبت عهد شاهزاده سلیم
عرفیقصیدههاشمارهٔ 34 - تجدید مطلع
اگر ملازم شعرم مدان که بی خبرم
ز راز صوفی و نقل فقیه و علم حکیم
عرفیقطعاتشمارهٔ 28 - ملازم شعر
چو شمع صبحگهی جان دهم به بوی نسیم
چو صبحدم به شکرخنده می شوم تسلیم
نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 28 - ایضا در مدح ابوالمظفر جلال الدین اکبر پادشاه این قصیده بعد از قصیده سابق و در ملازمت کردن ثانی در عین ضعف و بیماری گفته شده
فارسی متن کا ماخذ: گنجور