صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)
  4. »بخش 4 - عمارهٔ مروزی

بخش 4 - عمارهٔ مروزی

شاعر: جامی

عماره - رحمه الله تعالی، وی نیز از متقدمان است و در ایام دولت سامانیان بوده است و طبعی خوش و شعری دلکش داشته است و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

جهان ز برف اگر چندگاه سیمین بود

زمرد آمد و بگرفت جای توده سیم

نگارخانه کشمیریان به وقت بهار

به باغ کرد همه نقش خویشتن تسلیم

و این قطعه دیگر:

غره مشو به آنکه جهانت عزیز کرد

ای بس عزیز را که جهان کرد زود خوار

مار است این جهان و جهانجوی مارگیر

وز مارگیر مار برآرد گهی دمار

و در مقامات سلطان الطریقه شیخ ابوسعید ابوالخیر قدس سره مذکور است که روزی قوال در پیش ایشان این بیت بخواند:

اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن

تا بر لب تو بوسه زنم چونش بخوانی

شیخ را وقت خوش شد، پرسید که این شعر کیست؟ گفتند: از آن عماره فرمود که برخیزید تا به زیارت وی رویم و با جمیع مریدان به زیارت وی رفتند.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دقیقی - رحمه الله تعالی - از شعرای ماتقدم است و ابتدای شاهنامه او کرده است و بیست هزار بیت کمابیش گفته و فردوسی آن را به اتمام رسانیده و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

یاری گزیدم از همه مردم پری نژاد

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 3 - دقیقی

اگلی نظم

عنصری - رحمه الله تعالی - مقدم شعرای عصر خود بوده است و وی را یمین الدوله محمود سبکتگین به نظر قبول ملاحظات فرموده و سخنان وی است این دو بیت در مدح:

تو آن شاهی که اندر شرق و در غرب

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 5 - عنصری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم

به ‌حیرتم‌ که محبت چه می‌کند تعلیم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2313

بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1744

نظر که با همه داری به چشم بخشایش

درر که بر همه باری ز ابر کف کریم

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 172 - در مدح

صباح عید که در تکیه گاه ناز و نعیم

گدا کلاه نمد کج نهاد و شه دیهیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 33 - در مدح شاهزاده سلیم

من و نمودن بطلان عهدهای قدیم

بذکر منقبت عهد شاهزاده سلیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 34 - تجدید مطلع

اگر ملازم شعرم مدان که بی خبرم

ز راز صوفی و نقل فقیه و علم حکیم

عرفی»قطعات»شمارهٔ 28 - ملازم شعر

چو شمع صبحگهی جان دهم به بوی نسیم

چو صبحدم به شکرخنده می شوم تسلیم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 28 - ایضا در مدح ابوالمظفر جلال الدین اکبر پادشاه این قصیده بعد از قصیده سابق و در ملازمت کردن ثانی در عین ضعف و بیماری گفته شده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور