صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2313

غزل شمارهٔ 2313

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم

به ‌حیرتم‌ که محبت چه می‌کند تعلیم

2

بیاکه منتظرانت چو دیدهٔ یعقوب

فضای کلبهٔ احزان گرفته‌اند به سیم

3

ز نسبت دهنت بسکه لذت اندود است

بهم دو بوسه زند لب دم تکلم میم

4

بغیر سجده ز سیمای عجز ما مطلب

جبین سایه و آیینه داری تسلیم

5

چه شد زبان تمنا خموش آهنگست

نگاه نامهٔ سایل بس است سوی‌کریم

6

به یاس گرد هوسهایم از نظر برخاست

نفس‌گداخته را رنگ می‌کند تعظیم

7

به رنگ پسته لب از جوش خون ندوخته‌ام

حذر که صورت منقار من دلی‌ست دو نیم

8

فتادگی همه جا خضر مقصد ضعفاست

عصای جاده همان می‌کشد خط تسلیم

9

عبث متاز که خونت به‌ خاک می‌ریزد

سرشک را قدم جرات خودست غنیم

10

پی حقیقت نیک و بد گذشته مگیر

خطوط وهم مپیما که‌ کهنه شد تقویم

11

ز شور وحدت و کثرت به درد سر نروی

حدیث ذره و خورشید مبحثی است قدیم

12

مرو به صومعه کانجا نمی‌توان دیدن

به وهم خلد، جهانی گرفته کنج جحیم

13

در آن بساط که کهسار ناله پرداز است

غبار ماست هوس مردهٔ امید نسیم

14

غبار شمع به تاراج رنگ باخته رفت

متاع عاریت ما به هیچ شد تقسیم

15

درون پردهٔ هستی تردد انفاس

اشاره‌ای‌ست که اینجا مسافر است مقیم

16

دل گداخته مضمون گوهر دگر است

محیط آب شد اما نبست اشک یتیم

17

چو ابر دست به دامان اشک زن بیدل

مگر به ‌گریه برآید سیاهی‌ات ز گلیم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

منم آن نشئهٔ فطرت‌ که خمستان قدیم

دارد از جوهر من سیر دماغ تعظیم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2312

اگلی نظم

به رنگ خامه ز بس ناتوانی اجزایم

به سودن مژه فرسوده شد سراپایم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2314

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عماره - رحمه الله تعالی، وی نیز از متقدمان است و در ایام دولت سامانیان بوده است و طبعی خوش و شعری دلکش داشته است و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

جهان ز برف اگر چندگاه سیمین بود

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 4 - عمارهٔ مروزی

بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1744

نظر که با همه داری به چشم بخشایش

درر که بر همه باری ز ابر کف کریم

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 172 - در مدح

صباح عید که در تکیه گاه ناز و نعیم

گدا کلاه نمد کج نهاد و شه دیهیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 33 - در مدح شاهزاده سلیم

من و نمودن بطلان عهدهای قدیم

بذکر منقبت عهد شاهزاده سلیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 34 - تجدید مطلع

اگر ملازم شعرم مدان که بی خبرم

ز راز صوفی و نقل فقیه و علم حکیم

عرفی»قطعات»شمارهٔ 28 - ملازم شعر

چو شمع صبحگهی جان دهم به بوی نسیم

چو صبحدم به شکرخنده می شوم تسلیم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 28 - ایضا در مدح ابوالمظفر جلال الدین اکبر پادشاه این قصیده بعد از قصیده سابق و در ملازمت کردن ثانی در عین ضعف و بیماری گفته شده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور