صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 34 - تجدید مطلع

شمارهٔ 34 - تجدید مطلع

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

من و نمودن بطلان عهدهای قدیم

بذکر منقبت عهد شاهزاده سلیم

2

تولدش بنهاد شریر دهر آن کرد

که با طبیعت آتش نزول ابراهیم

3

نهیب هیبت او در مشیمه نقدیر

شکست گوهر گفتار بر زبان کلیم

4

بعهد معدلت او که عاملان فساد

زبس هدایت تعطیل فارغند از بیم

5

کشیده فتنه معزول سر بزیر لحاف

دریده ظلم فراموش طبل زیر گلیم

6

اگر عیادت مرضی کند عدالت او

جهد بقاعده اعتدال نبض سقیم

7

بروی ازمنه گر آستین برافشاند

شود بسعی تموج زمان حال ، قدیم

8

زهی وجود تو در سایه عنایت شاه

که کرده بذل سعادت همای را تعلیم

9

همه مراد، چو امید در قبول دعا

تمام فیض ، چو اندیشه در دماغ کریم

10

حسود ناز و نعیم تو بر در طالع

چنان غریب که طامع برآستان لئیم

11

زفیض لطف تو شاید که بی سرایت عشق

شود باهل محبت دل کرشمه رحیم

12

زمانه را همه فرزند اگر چو توبایست

ترا بزادی و بودی دگر همیشه عقیم

13

ز بحرکان کرمت آن نفایس آورده است

که احتیاج نه گوهر گرفتن است و نه سیم

14

زعفو و حلم تو دلها بغایتی جمع است

که معصیت نه امید آزموده است و نه بیم

15

همای قدرتو اوجی گرفته در پرواز

که دام کسب شرف باز چیده عرش عظیم

16

بهار خلق تو عطری فشانده برآفاق

که بوی مهر پدر بازیافت طفل یتیم

17

خدایگانا گویم بمدح خویش دوبیت

کزین نیارد پرهیز کرد طبع سلیم

18

ز زاده دل و طبعم اگر شود آگاه

باصل خویش ننازد زشرم در یتیم

19

مثال طبع من و هر طبیعتی که جز اوست

زلال ماء معین است و درد ماء حمیم

20

خموش عرفی از این ترهات وقت دعاست

برآر دست بدرگاه کردگار کریم

21

همیشه تا که نگردد حلال بر فرزند

جمیله ای که شود با پدر بحجله مقیم

22

عروس دهر به فتوای ذره تا خورشید

حلال اکبر شه باد و شاهزاده سلیم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صباح عید که در تکیه گاه ناز و نعیم

گدا کلاه نمد کج نهاد و شه دیهیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 33 - در مدح شاهزاده سلیم

اگلی نظم

منادی است بهر سو که ای خواص و عوام

می نشاط حلال و شراب غصه حرام

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 35 - در مدح جلال الدین اکبر شاه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم

به ‌حیرتم‌ که محبت چه می‌کند تعلیم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2313

عماره - رحمه الله تعالی، وی نیز از متقدمان است و در ایام دولت سامانیان بوده است و طبعی خوش و شعری دلکش داشته است و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

جهان ز برف اگر چندگاه سیمین بود

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 4 - عمارهٔ مروزی

بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1744

نظر که با همه داری به چشم بخشایش

درر که بر همه باری ز ابر کف کریم

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 172 - در مدح

چو شمع صبحگهی جان دهم به بوی نسیم

چو صبحدم به شکرخنده می شوم تسلیم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 28 - ایضا در مدح ابوالمظفر جلال الدین اکبر پادشاه این قصیده بعد از قصیده سابق و در ملازمت کردن ثانی در عین ضعف و بیماری گفته شده

صباح عید که در تکیه گاه ناز و نعیم

گدا کلاه نمد کج نهاد و شه دیهیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 33 - در مدح شاهزاده سلیم

اگر ملازم شعرم مدان که بی خبرم

ز راز صوفی و نقل فقیه و علم حکیم

عرفی»قطعات»شمارهٔ 28 - ملازم شعر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور