صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »قصیده‌ها
  3. »شمارهٔ 33 - در مدح شاهزاده سلیم

شمارهٔ 33 - در مدح شاهزاده سلیم

شاعر: عرفی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

صباح عید که در تکیه گاه ناز و نعیم

گدا کلاه نمد کج نهاد و شه دیهیم

2

نشاط طبع بحدی که نشنود دانا

بجز ترانه اطفال و ترهات ندیم

3

بساط مجلس دهر آنچنان نشاط آمود

که دست را بسماع آستین دهد تعلیم

4

براز معانقه ناز کان بلمس شجاع

لب از مصاحفه شاهدان ببوسه کریم

5

نوای مرثیه صوم و شادیانه عید

گشاد از اثر انبساط گوش صمیم

6

بخوان مائده شد دست اشتها ، مطلق

بکام و معده عداوت فزود طبع لئیم

7

بچشم و هم ز فیض شکفته رویی دهر

نمود چهره امید داشت ، صورت بیم

8

جهان چنین خوش و من خوشتر از جهان بوثاق

نشسته با خرد اندر تعلم و تعلیم

9

که ناگهان ز درم در رسید مژده دهی

چنانکه از چمن طالعم بمغز شمیم

10

چه گفت ؟ گفت که ای مخزن جواهر قدس

چه گفت؟ گفت که ای مطلب بهشت نعیم

11

بیا که از گهرت یاد می کند دریا

بیا که تشنه لبت را طلب کند تسنیم

12

زلال چشمه امید پور اکبر شاه

طراز دولت جاوید شاهزاده سلیم

13

ازین پیام دلم شد شکفته و شاداب

چنانکه باغ زشبنم ، چنانکه گل زنسیم

14

بره فتادم وگشتم چنان شتابزده

که دست اهل کرم در نثار گوهر و سیم

15

چو روزگار رسیدم بدرگهی که کند

زمانه طوف حریمش بدیده تعظیم

16

رسیدن من و اقبال آن همایون فال

چنان فتاد مطابق در آن خجسته حریم

17

که گرادب نکشیدی عنان من ، قدمش

ببوسه گاه همی کرد بر لبم تقدیم

18

مرا چو دوش بدوش ادب بدید استاد

بلطف خاص بدل کرد التفات عمیم

19

رموز کرنش و تسلیم را ادا کردم

بدأب مردم دانا نه بذله سنج ، ندیم

20

چه گویمت که بکامم چه مایه لذت داد

گزیده نوبرکرنش نمک چش تسلیم

21

نگفت و من بشنودم هر آنچه گفتن داشت

که در بیان نگهش کرد بر زبان تقدیم

22

لبش چو نوبت خویش از نگاه باز گرفت

فتاد سامعه در موج کوثر و تسنیم

23

بخنده گفت که در عذر این گناه بزرگ

که رفته نام تو بی حکم ما بهفت اقلیم

24

همین که رفتی ازین آستان نوشته بیار

گزیده نسخه ای از زادهای طبع سلیم

25

ازین سخن سرو دستار من گلستان شد

ز بسکه چیدم و بر سر زدم گل تسلیم

26

چو باز گشتم از آن آستان، خرد جزوی

نوشته داد که این تحفه گل و تو نسیم

27

بگیر و زود ببر با قصیده ای که بود

بشاخ و برگ سخن نسخه ریاض نعیم

28

ز جام شدم که کدامین قصیده باید گفت

به لهجه‌ای که دمد روح در عظام رمیم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باز گلبانگ پریشان می‌زنم

آتشی در عندلیبان می‌زنم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 32 - در مدح میرابوالفتح

اگلی نظم

من و نمودن بطلان عهدهای قدیم

بذکر منقبت عهد شاهزاده سلیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 34 - تجدید مطلع

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم

به ‌حیرتم‌ که محبت چه می‌کند تعلیم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2313

عماره - رحمه الله تعالی، وی نیز از متقدمان است و در ایام دولت سامانیان بوده است و طبعی خوش و شعری دلکش داشته است و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

جهان ز برف اگر چندگاه سیمین بود

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 4 - عمارهٔ مروزی

بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1744

نظر که با همه داری به چشم بخشایش

درر که بر همه باری ز ابر کف کریم

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 172 - در مدح

چو شمع صبحگهی جان دهم به بوی نسیم

چو صبحدم به شکرخنده می شوم تسلیم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 28 - ایضا در مدح ابوالمظفر جلال الدین اکبر پادشاه این قصیده بعد از قصیده سابق و در ملازمت کردن ثانی در عین ضعف و بیماری گفته شده

من و نمودن بطلان عهدهای قدیم

بذکر منقبت عهد شاهزاده سلیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 34 - تجدید مطلع

اگر ملازم شعرم مدان که بی خبرم

ز راز صوفی و نقل فقیه و علم حکیم

عرفی»قطعات»شمارهٔ 28 - ملازم شعر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور