صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2312

غزل شمارهٔ 2312

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: یم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

منم آن نشئهٔ فطرت‌ که خمستان قدیم

دارد از جوهر من سیر دماغ تعظیم

22

ندمیدم ز بهاری‌ که چمن ساز نفس

صبح ایجاد مرا خنده نماید تعلیم

33

بیش از آن است در آیینهٔ من مایهٔ نور

که به هر ذره دو خورشید نمایم تقسیم

44

در بهاری‌که منش غنچهٔ تمکین بندم

وضع شبنم نکشد تهمت اجزای نسیم

55

شوقم آن دم‌ که پر افشاند به صحرای عقول

گشت یک عالم ارواح در اندیشه جسیم

66

قصر سودای جهان پایهٔ قدری می‌خواست

چترزد دود دماغ من وشد عرش عظیم

77

فطرتم ریخت برون شور وجوب و امکان

این دو تمثال در آیینهٔ من بود مقیم

88

به گشاد مژه‌ام انجمن آرای حدوث

به شکست نفسم آینه پرداز قدیم

99

شعله بودم من و می‌سوخت نفس شمع‌ مسیح‌

من قدح می‌زدم و مست طلب بود کلیم

1010

پیش ز ایجاد به امید ظهور احمد

داشت نور احدم درکنف حلقهٔ میم

1111

رفت آن نشئه ز یادم به‌ فسون من و تو

برد آن هوش ز مغزم الم خلد و جحیم

1212

خاکبوسی‌ست‌ کنون سر خط پیشانی ناز

عشق‌ کرد آخرم این نسخهٔ عبرت تسلیم

1313

حلقه‌ام کرد سجود در یکتایی خویش

حیرت آورد بهم دایرهٔ علم و علیم

1414

نفس ماهی دریای وفا قلاب است

جیم‌ گل می‌کند از نون چو نمایند دو نیم

1515

بحر فطرت به‌گهر سازی من می‌گوید

گرچه صیقل زده‌ام آینهٔ اشک یتیم

1616

خلقی اینجاست به عبرتکدهٔ‌ کعبه و دیر

پیش پا خوردهٔ هر سنگ ز جولان سقیم

1717

زین خطوطی‌ که نفس‌ کوشش باطل دارد

جام جم تا به‌ کجا کهنه نسازد تقویم

1818

زبن شکستی ‌که به مو می‌رسد از چینی دل

سر فغفور چسان شرم نپوشد به گلیم

1919

طاق نسیانی از این انجمن احداث‌ کنیم

تا دم شیشهٔ دل ماند از آفات سلیم

2020

بیدل افسانه غیرم سبق آهی هست

می‌کند اینقدرم سیر گریبان تعلیم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سر خوش آن نرگس مستانه‌ایم

ما گدایان در میخانه‌ایم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2311

اگلی نظم

نه خط شناس امیدم نه درس محرم بیم

به ‌حیرتم‌ که محبت چه می‌کند تعلیم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2313

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای تنت سیم و بر و ساعد و بازو همه سیم

چون زر از مفلسی از سیم توام دل به دو نیم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 222

خبر مقدم عیسی نفسی داد نسیم

که توان کرد به خاک قدمش جان تسلیم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 588

فتوی پیرِ مُغان دارم و قولی‌ست قدیم

که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 367

امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم

خواب در روضهٔ رضوان نکند اهل نعیم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 431

ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیم

الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 432

سالک راه خدا پادشه ملک سخن

ای ز الفاظ تو آفاق پر از درّ یتیم

سعدی»رسائل نثر»شمارهٔ 4 - رساله در عقل و عشق

دی بدان رستهٔ صرافان من بر دَرِ تیم

پسری دیدم تابنده‌تر از در یتیم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 133

منم آن سحر بیان کز مدد طبع سلیم

نبرد ناطقه نام سخنم بی تعظیم

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 37 - درمدح امیرالمؤمنین علی (ع)

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور