شاعر: حافظ
زمین
بیا بیا که صدای درای و بانگ حدی
همی دهد خبر از قرب هودج لیلی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 448
ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله وی سردتر ز چله دی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 912
نشان نبود ز عهد الست و قول بلی
که می رسید به گوش دلم ز عشق ندی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 914
مشوشست دلم از کرشمهٔ سلمی
چنان که خاطر مجنون ز طرهٔ لیلی
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 109
نهان شدند معانی ز یار بیمعنی
کجا روم که نروید به پیش من دیوی ؟
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3060