حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 429غزل شمارهٔ 429شاعر: حافظوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز میطامات تا به چند و خرافات تا به کی؟2نقل کریںبگذر ز کبر و ناز که دیدهست روزگارچین قبای قیصر و طرْفِ کلاه کی3نقل کریںهشیار شو که مرغ چمن مست گشت هانبیدار شو که خواب عدم در پی است هی4نقل کریںخوش نازکانه میچمی ای شاخ نوبهارکآشفتگی مبادت از آشوب باد دی5نقل کریںبر مهر چرخ و شیوهٔ او اعتماد نیستای وای بر کسی که شد ایمن ز مکر وی6نقل کریںفردا شراب کوثر و حور از برای ماستو امروز نیز ساقی مهروی و جام می7نقل کریںباد صبا ز عهد صبی یاد میدهدجان دارویی که غم ببرد درده ای صبی!8نقل کریںحشمت مبین و سلطنت گل، که بسپردفراش باد هر ورقش را به زیر پی9نقل کریںدرده به یاد حاتمِ طی جام یک منیتا نامهٔ سیاه بخیلان کنیم طی10نقل کریںزان می که داد حسن و لطافت به ارغوانبیرون فکند لطف مزاج از رخش به خوی11نقل کریںمسند به باغ بر که به خدمت چو بندگاناستاده است سرو و کمر بسته است نی12نقل کریںحافظ حدیثِ سحرفریبِ خوشت رسیدتا حد مصر و چین و به اطراف روم و ری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسحرگاهان، که مخمورِ شبانهگرفتم باده با چنگ و چَغانهحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 428اگلی نظمبه صوتِ بُلبُل و قُمری اگر نَنوشی مِیعلاج کِی کُنَمَت؟ آخَرالدَواء اَلکِیْحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 430زمینہم وزن و قافیہ نظمیںساقی بیا که موسم عیش است و میم و ییمی ده که لاله گون شده از باده ری و خیامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1954تا کی ز کف عنان توکل رها کنی؟از نقش پای راهروان رهنما کنیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6929آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانمحمدرضاکاکائیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبه صوتِ بُلبُل و قُمری اگر نَنوشی مِیعلاج کِی کُنَمَت؟ آخَرالدَواء اَلکِیْحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 430
ساقی بیا که موسم عیش است و میم و ییمی ده که لاله گون شده از باده ری و خیامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1954