صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 251

غزل شمارهٔ 251

شاعر: عراقی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ون

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
1

چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟

چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی؟

2

چرا ز غم دل پر حسرتم بیازردی؟

چه شد که جان حزینم ز غصه خون کردی؟

3

نخست ار چه به صد زاریَم درون خواندی

به آخر از چه به صد خواریم برون کردی؟

4

همه حدیث وفا و وصال می‌گفتی

چو عاشق تو شدم قصه واژگون کردی

5

ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، بیا

نظر به حال دلم کن، ببین که چون کردی

6

لوای عشق برافراختی چنان در دل

که در زمان، علم صبر سرنگون کردی

7

کنون که با تو شدم راست چون الف یکتا

ز بار محنت، پشتم دو تا چو نون کردی

8

نگفته بودی «بیداد کم کنم روزی»؟

چو کم نکردی باری چرا فزون کردی؟

9

هزار بار بگفتی «نکو کنم کارت»

نکو نکردی و از بد بتر کنون کردی

10

به دشمنی نکند هیچ کس به جان کسی

که تو به دوستی آن با من زبون کردی

11

بسوختی دل و جانم، گداختی جگرم

به آتش غمت از بس که آزمون کردی

12

کجا به درگه وصل تو ره توانم یافت؟

چو تو مرا به در هجر رهنمون کردی

13

سیاه‌روی دو عالم شدم، که در خم فقر

گلیم بخت عراقی سیاه‌گون کردی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای عشق، کجا به من فتادی؟

وی درد، به من چه رو نهادی؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 250

اگلی نظم

جانا، نظری به ما نکردی

با خویشتن آشنا نکردی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 252

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ز درد تا شده چشمت چو اشک ما گلگون

نشسته اند ازین درد مردمان در خون

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 735

تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون

تو را رسد که بنازی به حسن روزافزون

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 736

نشان بخت بلند است و طالع میمون

علی الصباح نظر بر جمال روزافزون

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474

بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهٔ خون

که بی‌تو زار چنان شد که: من نگویم چون؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223

چو دل ز دایرهٔ عقل بی تو شد بیرون

مپرس از دلم آخر که: چون شد آن مجنون؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 224

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00