صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 224

غزل شمارهٔ 224

شاعر: عراقی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ون

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چو دل ز دایرهٔ عقل بی تو شد بیرون

مپرس از دلم آخر که: چون شد آن مجنون؟

2

دلم، که از سر سودا به هر دری می‌شد

چو حلقه بین که بمانده است بر در تو کنون

3

کسی که خاک درت دوست‌تر ز جان دارد

چگونه جای دگر باشدش قرار و سکون؟

4

دلم، که حلقه به گوش در تو شد مفروش

که هیچ قدر ندارد بهای قطرهٔ خون

5

چو رایگان است آب حیات در جویت

چرا بود دل مسکین چو ریگ در جیحون؟

6

دل عراقی اگر چه هزار گونه بگشت

ولی ز مهر تو هرگز نگشت دیگر گون

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهٔ خون

که بی‌تو زار چنان شد که: من نگویم چون؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223

اگلی نظم

ای حسن تو بی‌پایان، آخر چه جمال است این؟

در وصف توام حیران، آخر چه کمال است این؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 225

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ز درد تا شده چشمت چو اشک ما گلگون

نشسته اند ازین درد مردمان در خون

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 735

تبارک الله ازین شکل و شیوه موزون

تو را رسد که بنازی به حسن روزافزون

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 736

نشان بخت بلند است و طالع میمون

علی الصباح نظر بر جمال روزافزون

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 474

بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهٔ خون

که بی‌تو زار چنان شد که: من نگویم چون؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223

چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟

چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی؟

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 251

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور